eitaa logo
اَروآنـه
121 دنبال‌کننده
896 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شرافت‌؛اصالت‌و‌ریشه‌خریدنی‌نیست‌ نمک‌خوردن‌و‌نمکدان‌شکستن‌هم‌ازهمان گذشته‌ای‌که‌شما‌حرمتش‌را‌نگه‌نداشتید‌ ناپسند‌و‌زشت‌و‌قبیح‌به‌شمار‌می‌رفت. چطور‌جرعت‌کردید سرستونهای‌تخت‌جمشید،شیردال‌ُ درفش‌‌کاویانی‌‌را‌به‌سیبلی‌تبدیل‌کنید و‌به‌ان‌سنگ‌پرتاب‌کنید؟ حیواناتی‌که‌انسان‌انهارا‌کمتر‌ازخود‌می‌داند هم‌‌به‌خانه‌و‌خانواده‌شان‌احترام‌می‌گذارند چقدر‌‌انسان‌می‌تواند‌بی‌شرم‌باشد‌که‌ به‌خانه‌و‌خانواده‌ی‌خود‌وقتی‌هنوز سنگینی‌اش‌برخاک‌ُ‌سایه‌اش‌بر‌دیوارِ خانه‌است‌‌توهین‌کند‌!! ‌در‌وطن‌به‌وطن‌پشت‌‌نکنید‌، یا‌نمک‌نخورید‌ویا‌اگر‌خوردید‌نمکدان‌را نشکانید! دلِ‌ایران‌خاتون‌را‌بیش‌ازاین‌به‌درد‌نیاورید!!! @Arvan_sun.زاده‌مهر
یکی‌روزشاه‌جهان‌سوی‌کوه‌ گذرکردباچندکس‌هم‌گروه پدیدآمدازدورچیزی‌دراز سیه‌رنگ‌وتیره‌تن‌وتیزتاز دوچشم‌از‌برسر‌چودوچشمه‌خون زدودردهانش‌جهان‌تیره‌گون نگه‌کردهوشنگ‌باهوش‌وسنگ گرفتش‌یکی‌سنگ‌وشدتیزچنگ به‌زورکیانی‌رهانیددست جهانسوزمارازجهانجوی‌جست برآمدبه‌سنگ‌گران‌سنگ‌خرد همان‌و‌همین‌سنگ‌بشکست‌گرد فروغی‌پدیدآمدازهردوسنگ دل‌سنگ‌گشت‌ازفروغ‌آذرنگ نشدمارکشته‌ولیکن‌زراز ازین‌طبع‌سنگ‌آتش‌آمدفراز فردوسی؛به‌وقت‌جشن‌کهن‌اذرگان @Arvan_sun
شش‌سال‌پیش‌درچنین‌روزی مردی‌از‌ووهان‌چین‌؛برای‌اولین‌بار به‌بیماری‌مبتلا‌شد‌که‌نامش‌را‌کرونا‌گذاشتند، پس‌از‌ان‌جهانی‌درگیرشد‌و‌ از‌کودکی‌بی‌گناه‌و‌معصوم‌تا‌پیرزنی‌بیچاره‌ ازپای‌درامد! @Arvan_sun
بیدل : نمی‌گنجد نفس در سینه‌ی من بس که دلتنگم! @Arvan_sun
شفیعی‌کدکنی : در سکوتم اژدهایی خفته است که دهانش دوزخ این لحظه‌هاست! @Arvan_sun
مکافات‌های‌ما‌تمامی‌نداشت‌جانم؛ زخم‌روی‌دست‌چپمان‌را‌تیمارمیکردیم زخمِ‌دست‌راستمان‌خونریزی‌میکرد‌ دردِ‌معده‌مان‌را‌تیمارمیکردیم‌ سرمان‌‌درحالت‌انفجار‌قرارمیگرفت‌ اواسط‌جاده‌ی‌زیستنمان‌را‌هموار‌میکردیم اوایل‌‌جاده‌خراب‌میشد انگار‌که‌سرنوشتمان‌را‌با‌‌دوباره‌کاری‌و‌ دوباره‌ها‌گره‌زدند‌که‌هرگاه‌قصد‌‌همواریُ تیمار‌داشتیم‌،جای‌دیگری‌ناهمواری‌‌و‌درد خودش‌را‌نشان‌می‌داد. @Arvan_sun.زاده‌مهر
شهروزافشار : خسته‌ام خسته‌تر از پیکر فرسوده خاک تو چه میدانی از این حالت پژمردگی‌ام..! @Arvan_sun
« در دنیایی که تو زندگی می­کنی، تنها رقص و موسیقی نیست. نیمه شب، هنگامی که از سالن پر شکوه تئاتر بیرون می­ آیی، آن تحسین کنندگان ثروتمند را یک سره فراموش کن اما حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل می­ رساند بپرس. حال زنش را هم بپرس و اگر زنش باردار بود و پولی برای خریدن لباس بچه­ اش نداشت، چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار. » -برشی از نامه چارلی چاپلین به دخترش @Arvan_sun
سرسبزیم؛در‌خزانی‌که‌‌به‌قصد‌گرفتنِ جان‌امده‌‌بود‌.‌ سرزنده‌ایم‌در‌پاییزی‌‌که‌‌نوای‌ایه‌ی‌یاس‌‌ش‌ همه‌جا‌پیچیده! @Arvan_sun.زاده‌مهر
توی بهشت هم اگر بی رضایت خودت بروی برایت بدل میشود به جهنم. چرا روزگار را به خودت سخت میکنی، آقا معلم؟ اگر دل ببندی، هر خراباتی یک بهشت است! جلال آل احمد @Arvan_sun