eitaa logo
اَروآنـه
121 دنبال‌کننده
896 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
بهشتِ‌اجباری‌کمی‌از‌جهنم‌نخواهد‌داشت چراکه‌‌اجبار‌و‌زور‌برای‌هیچ‌یک‌از‌ادمها خوشایند‌نیست! دشتی‌‌لبریز‌از‌پروانه‌‌ها‌‌و‌گل‌های‌لاله‌راهم برای‌زندانی‌فراهم‌کنی‌،برای‌او‌ فرقی‌باسلولِ‌خاکی‌و‌نفس‌گیر‌نخواهد‌داشت! @Arvan_sun.زاده‌مهر
چایتان‌سرد‌شد‌؛بگذارید‌تا‌بحث‌داغ‌است انراهم‌داغ‌کنم‌. چه‌میگفتید؟زمان!بله‌زمان زمانی‌که‌‌حسود‌است‌،به‌هنگام‌لبخندتان‌ انقدر‌سرعتش‌را‌بالا‌می‌برد‌که‌لبخند‌غرق‌شود و‌به‌هنگام‌اشک‌و‌اندوه‌و‌درد‌‌قصد‌خواب‌ زمستانی‌می‌کند‌ونمی‌گذرد‌که‌نمی‌گذرد.. زمانی‌که‌حال‌حتی‌مارا‌متوجه‌‌سرد‌شدن چای‌نکرد. @Arvan_sun.زاده‌مهر
مرا اگر ایستادگی باشد؛ از لطف حضور گرم توست. ای عزیزترین! با این همه به پاس زندگی بخشیدن بهشت را از ان مادران کردند و بر زیر پایشان جای دادند، اما هرچه گشتند جویای مکانی نشدند که به پاس استادی در درس های ایستادگی و عشق بی قید و شرط و نبرد بیرون از خانه و پنهان کردن خستگی ها پشت لبخندی بزرگ بر پدران ببخشند. چقدر خوشحالم از اینکه مردی به قداست و بزرگی کوه هارا پدر صدا میزنم. چقدر خوشحالم که اسمم با لفظ دخترم از زبانت بیرون می اید ـ چقدر خوشحالم که تو مادرم را برگزیدی و او تورا. روزت مبارک ای اثبات وجود فرشتگان مرد روزت مبارک عزیزترین قلب کوچکم @Arvan_sun.زاده‌مهر
انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک می شود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست... سمفونی مردگان ~ عباس معروفی @Arvan_sun
ابتهاج، خسرو شکیبایی، طاهر قریشی،همایون شجریان...4_5983323909334766125.mp3
زمان: حجم: 11.4M
جانِ‌دلم‌،‌بازهم‌چای‌نبات‌داریم‌؟ تمامِ‌وجودم‌درد‌می‌کند‌. مگر‌این‌تو‌نبودی‌که‌میگفتی‌چای‌نبات‌ تمام‌دردها‌تسکین‌می‌دهد‌،پس‌چرا حال‌که‌چایم‌را‌نوشیدم‌اثری‌از‌اتمام‌دردم‌ نیست‌چرا‌همچنان‌جانم‌می‌سوزد؟.. دلم‌نه‌،سرم‌نه‌وجودم‌درد‌می‌کند‌میفهمی جانِ‌بی‌قرار‌خسته‌و‌بی‌رمقم‌‌درد‌می‌کند. زخم‌هایی‌که‌نشان‌دیگری‌دادم‌و‌جای‌مرحم نمک‌شد‌‌می‌سوزد‌. _‌رها‌کن‌نازنینم‌،افکارت‌را‌رها‌کن‌ دمی‌بی‌فکر‌‌جان‌سوخته‌ات‌‌سر‌کن‌ چای‌نباتت‌سرد‌شد‌،بنوش‌و‌مگذار‌ تلخی‌ها‌برتو‌مسلط‌شوند‌و‌رخنه‌کنند.
خاقانی : گفتی که روز سختی فریادِ تو رِسَم ‌سخت است کار، بهر چه روز ایستاده‌ای!؟ @Arvan_sun
اری‌عزیز‌جان‌ما‌برای‌این‌دنیا‌ساخته‌نشدیم روح‌ما‌لطیف‌تر‌ازان‌است‌که‌راضی‌بر سوختن‌ِ‌دیگری‌باشد‌. ما‌اسیب‌پذیر‌تراز‌ان‌بودیم‌که‌میان‌انبوه‌دردِ دیگری‌‌شکسته‌نشویم! @Arvan_sun.زاده‌مهر
شایدواقعا‌دراین‌دنیا؛ جایی‌باشد‌که‌‌بتوان‌از‌شر‌ادمیت‌بر‌ان‌پناه‌برد. جوانی‌ما‌که‌‌برمحزونی‌و‌ناگزیر‌ی‌و‌ناچاری‌گذشت شایددیگری‌بتواند‌جایی‌بیابد‌که‌قلبش‌‌در‌ان‌ ازادواسوده‌باشد‌. @Arvan_sun.زاده‌مهر
مرسی‌که‌دو‌سال‌ِ‌خواننده‌ی‌متنهای‌این نویسنده‌اید. _به‌وقت‌‌پانزدهم‌دی‌‌۴۰۴‌ گذشت‌دومین‌سال‌از‌تاسیس‌اروانه‌ی‌من‌ @Arvan_sun
اوحدی : ‌تو را ای چرخ بسیار آزمودم همانی و همانی و همانی! @Arvan_sun