eitaa logo
اَروآنـه
121 دنبال‌کننده
896 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
تنهاییِ آدم‌ها بزرگه، خیلی بزرگ، شایدم به وسعت یک دریا است؛ اما برای پُر کردنش، یک لیوان محبت کافیست. گابریل گارسیا مارکز @Arvane_sun
هیچ کس دلش نمی‌خواست تبدیل به ادم دیگری بشود اما چه حیف که سرنوشت به ندای دل انسانها توجهی ندارد. @Arvane_sun.زاده"مهر
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وانگهی دریا شدیم، از قطره های جمع گشته ی اشکی که به هنگام بغض اوار نشد. دریایی از اشکهای نریخته، دریایی از خون های به جگر شده. «دریا شدی دریا شدیم فرجام نشد برپا شدیم سرما وزید تنها شدیم تنها تر از تنها شدیم.» @Arvane_sun.زاده مهر
«وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج‌هایش تنها باشد دیگر چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد..» آلبر کامو @Arvane_sun
همه‌شون ازم می‌پرسن خودتو ده سال دیگه کجا می‌بینی؟ حقیقتا نمی‌دونم چون یه سال پیش خودمو اینجا نمی‌دیدم. حرف‌هایی که کاش می‌زدم | کیتلین کلی @Arvane_sun
شما هرچقدر هم ارزش دیگران را حفظ کنید، در نهایت آن‌ها طبق لیاقت و شایستگی خودشان با شما رفتار می‌کنند. آیین دوست‌یابی - دیل کارنگی @Arvane_sun
زبانش‌گویای‌حالِ‌خوبش‌بود‌اما؛ شانه‌هایش‌زیادی‌خمیده‌بودند. گویی‌که‌قدرجهانی‌بار‌برسر‌ان‌دو‌شانه‌ی نحیف‌و‌عاجز‌ریخته‌است. گویای‌احوالات‌خوب‌است‌ُ؛ دستانش‌می‌لرزند‌،به‌هنگامِ‌گذاشتنِ دستش‌بر‌روی‌معده‌ی‌دردمندش‌کمتر کسی‌ست‌که‌متوجه‌اش‌نشود. شبها‌نمی‌خوابید؛صبحا‌‌رنجیده‌از‌ شبِ‌تاریک‌لبریز‌از‌اشک‌‌،بی‌انگیزه طلوعش‌را‌غروب‌میکرد. درد‌را‌ازهرطرف‌نوشت‌درد‌شدُ‌،شکسته های‌دلش‌را‌هرچقدر‌چسباند‌باردیگر ازهم‌گسسته‌شد. به‌چشمانش‌بنگر؛انها‌بر‌تو‌می‌گویند‌که در‌دلش‌چه‌اشوب‌بازاری‌ست‌‌وقلبش متحمل‌چه‌رنج‌و‌عذابی‌ست. @Arvan_sun.زاده مهر
•گفت‌؛درحوالیِ‌شَهرِما کَسانی‌بودند‌که‌‌با‌تمام‌بدی‌هایی که‌درحقشان‌شد‌ باز‌خوب‌بودند. @Arvan_sun.زاده‌مهر
بحث‌اگربحثِ‌قدرتِ‌تکَلم‌باشد؛ همه‌بلدند‌‌به‌رخ‌بکشند‌‌. وقتی‌تیکه‌و‌کنایه‌هایتان‌را‌‌می‌شنویم و‌جای‌جواب‌سکوت‌میکنیم‌، نشان‌از‌تفاوت‌های‌ماست. نشان‌از‌شعوری‌ست‌که‌در‌ما فوران‌می‌کند‌و‌سالهاست‌نزدیکِ خانه‌ی‌شما‌نشده‌است. ما‌نمی‌خواهیم‌پا‌روی‌دلها‌بگذاریم چون‌برخلاف‌ِ‌شما‌،صدای‌شکسته‌شدن دیگران‌لبهایمان‌را‌به‌خنده‌باز‌نمی‌کند چون‌دقیقا‌همانجایی‌که‌باید‌برایتان قلب‌بگذارند‌‌،سنگ‌گذاشتند. @Arvan_sun.زاده‌مهر
‌ساعت هشت بود. هشتِ شب. بيدار كه شدم سرم می لرزید، تنم کرخت بود، سرم درد می کرد. انگار یکی مرا توی لیوان گذاشته بود و مثل یک دیوانه همراهِ یخِ خرد شده تکانم می داد. هیچ چیز بدتر از بیدار شدن توی تاریکی مطلق نیست. مثل آن است که آدم مجبور باشد به گذشته برگردد و زندگی را از ابتدا شروع کند. _هاروکی موراکامی @Arvan_sun