بودند کسانی در حوالی ما؛
که رنج هایمان را دیدند و حاضر به
بیشتر کردن وزن بار روی شانه هایمان
شدند، از رحم میگویی عزیزکم؟
عطوفت و رحم و مهربانی خیلی وقت است
از دل این انسانها سفر کرده اند.
@Arvan_sun.زاده مهر
آلپاچینو چقدر قشنگ حرف دلمونو میزنه که:
«بعضی وقتا به جای جر و بحث فقط به طرف نگاه میکنم و تعجب میکنم که این حجم وسیع بی عقلی و نفهمی چطور توی کله ای به این کوچیکی جا شده..!؟»
@Arvan_sun
کسیرادراینجهاننمیشودشناختکه
بهدلهمگانبنشیند،زبانیرانمیشناسیم
کهبابدلهمگانسخنبگوید،
دستیرانمیشناسیمکهطوریبنویسدکه
چشمهمگانبالذتبخواندش.
ماهرگزنمیتوانیمرفتارهایمانرا،حرفهایمان
را،نوشتههایمانراطوریتنظیمکنیمکه
همهدوستداشتهباشند..
پسخودتراصرفایننکنکه
بابدلهمگانباشی،اینمردم
جایجایشازخداهمایرادمیگیرند.
@Arvan_sun.زادهمهر
گفتم: «وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد.»
سمفونی مردگان ؛ عباس معروفی
@Arvan_sun
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من تا وقتی کتاب دارم تنها نیستم
کتاب نخونده هم زیاد دارم!
_کاش انقدر کتاب گرون نبود واقعا
@Arvan_sun
گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکست
سرو میماند ولی توفان به پایان میرسد!
فاضل نظری
@Arvan_sun
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از اینکه کتابا ریخته بشه پایین میترسم!
_از اینکه دزد بیاد اینجا پول پیدا کنه
ببره ناراحت نمیشم از اینکه کتابارو
بریزه پایین و بره ناراحت میشم.
@Arvan_sun
به دنیای امروزت بنگر،
دروغ و نیرنگ و فریب
را دیگر جزٕ گناهانمان محسوب نمیکنیم.
من میترسم دلبندم که شبی
مسبب چشم خیس و دل شکسته ات
باشم و اسوده خاطر بی خبر از تو
چشم بر هم بگذارم.
تو گریان باشیُ من از تو گذر کنم
تو را چون نوشته ای که ناپسند دلم است
نیمه نوشته رها کنم.
بار گناهانم بیش و بیشتر شود و من
خود را در دسته ی بیگناهان بشمارم.
میترسم ادرس دل تو را به غم بدهم و خود
در دل شادی به دور از فکر چهره ی حزین تو به سر ببرم.
@Arvan_sun.زاده مهر
خود خموش و گزند دیده بود اما،
اگر رهگذرِ ناگزیر و ناچاری برایش
سفره ی دل می گشود
سخن از نور میگفت و دل ز احوال او
میسوزاند!
@Arvan_sun.زاده مهر