5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینمنکهدرمن
پیوستهمیگرید
درمنکسیاهستهمیگرید!
@Arvan_sun
هلالی جغتایی :
بارها غم به تو گفتیم ز ما نشنیدی
بعد از این مصلحت آن است که خاموش کنیم!
@Arvan_sun
انکهبررویاوار،تنهاخشترویخشتگذاشت
محتاجخانهنوییکسینیست.
@Arvan_sun.زادهمهر
طالب آملی :
خشت بر خشت زوایای جهان گردیدم منزلی امنتر از گوشهی تنهایی نیست!
@Arvan_sun
خدااگردختریرادوستداشتهباشد،
زیباترینوهمهچیزتمامترینفرشتهیخودرا
درقالبدختریدیگربهعنوانخواهربزرگتر
برایاودرزمینقرارمیدهد.
اگرخواهرمننبودیوتورادرقالبخواهردیگری
میدیدم،ازحسادتخاکسترمیشدم.
توکاملترینمندراینروزگارناقصی.
چقدرنادانبودمکهدرکودکی،ازدوری
ابرهارنجمیبردمهنگامیکهابریلطیفو
نغزهماتاقیامبود.
چهروزهاکهدرپیاسمانِپشتپنجرهبودم
وقتیاتاقمباوجودتوکمیازاسماننداشت.
توچونچایگرمیپسازروزیبرفیهستی
همانقدردلچسبهمانقدربهوقتوهمانقدر
اندازه،همانقدردلنشین.
نمیدانمچهسجدهایبرجابیاورموچهشکری
ازخداکنمازبابتاینکهقبلازتولدم
جهانرابرایمبهشتساختوتورادرسرنوشتم
درنقشنفسجایداد.
نمیدانمچطوراسپندگانمرابرگزارکنمکه
جبرانِارمغانگرانبهاییکهدرهشتمینروزش
برمنعطاکردباشد.
منتورابیشازخودتبیشازخودمدوستدارم
وشایددوستداشتنواژهیمناسبیبرای
وصفاحساسمنباشد.چراکهتوجانبخشاین
تنونفساینریههایی.
توپنجسالویازدهماهبیمنزندگیکردیاما
منلحظهایبیتوحتینفسهمنکشیدم.
هزارانباردیگرهمبرایندنیابیایم،
بازهمخواستاراینمتوخواهرمباشی.
زادروزتمبارکعزیزترینقلبم:)
امیدوارمنونزدهسالگیتبیشازنونزدههزار
رویدادخوببراترقمبزنه.
@Arvan_sun.زادهمهر
هر آنچه در قلب می گذرد را نمی توان گفت؛برای همین خدا آه؛اشک؛خواب طولانی؛لبخند سرد و لرزش دست را خلق کرد.
-نزار قبانی
@Arvan_sun
فاضلنظری:
برای آرزوهای محال خویش میگِریَم اگر اشکی نماند، در خیال خویش میگریم!
@Arvan_sun
رول دارچینی های سوخته¹
همهچیزخوباست،پردهرقصانباسمفونیِ
بادهاخودراتکانمیدهدوخاکهاینتکانده
پنجرهرابهعنوانهمراهرقصبرمیگزیندو
صحنهیبیرمقوبیرنگخانهرا،موزونبا
طنینهوهویباد،غبارالودوخاکستری تر
میکند.
ظرفهاینشستههمازنوایبادورقصیدن
غافلنیستندوگهگداری،نقشملامینو
شیشهیخودرابریکدیگرمیکوبانندو
غبارهاراهمراهیمیکنند.
رختهایپهننشده،گوییکهازقاعدهرقصو
غزلبهدورباشندسرفهکنانبااستینِچروکیده
خودنقشغبارراپراکندهترمیکنندو
خشمگینسرفهمیکنند.
تکهخردههاینانوبرنجوغذاهایهفته
کهبرگلخاکگرفتهفرشنشستهوجاخوش
کردهاندخودراسفتبرابریشمفرش
فشاردادهاندچراکهانانبهوقترقص
چونچوبخشکمیشوندوهرگزملایمت
خرجحرکاتشاننمیکنند.
بایدخودرارهاکردبهدستبادسپرد
تارقاصخوبیبشوی،اینگونهشدکهپردهها
رقصندهایچیرهدستشدند.
همهچیزخوباست،بامدادانقدرخیال
بافتهشدکهدقتمبرکتریدرحالجوش
چونبرگیخشکدرپاییزازدرختجداشدو
برخیالهایپوچوهیچمتمرکزگشت.
ابجوشیده،چونپرندهایگیرافتادهدرقفس
قصدبیرونامدنازکتریکردوخودرابه
دیوارههایکتریمیزد.
همهچیزخوباست،بیخیالحالواحوالی
کهازگیسوانتپریشانتراست...
@Arvan_sun.زاده مهر
رول دارچینیهای سوخته²
حوالیظهربود،کسیدرخانهامرازد.
ازجایپریدمکسیمزاحمخلوتمنو
غبارهایخانهودلتنگمشدهبود.
درکهبازشد،چهرهیخستهاینمایانشد
گویاجویاینامیبود
نامیکهمنمیشناختم.
اماچرابایدخطرمکالمهایرامیپذیرفتم؟
ادمهاخطرناکاند،کلماتشانخطرناکاست
زبانشانبرندهاست.
وَوایبهحالوروزتاگرتوازجنسشیشهباشی.
گفتمنمیشناسم،دروغهمنگفتم
چهکسیدراینجهاناستکهخودرابشناسد،
اوهمسوالینپرسیدورفت.
دستیبرغبارهایخانهمیکشم
اوضاعخوباستفقطکمیبیحوصلهشدهام
روزیکسیاینجامیخواستدنیارافتحکند
حالاحتیپاهایشرمقرفتنبهاشپزخانهراندارد
تاکمیازصدایخوفناکِکتریکاستهشود.
میانبینظمیوناکوکیخانه،کتابخانه
براقوروشنوچونگیتاریتازهنفس
،اواییمنظمسرمیدهد.
شایدچونکتابهابیازارند،برندهنیستند
شمشیریسخننمیگویند،دنبالمنفعت
نیستند،چونتورابرحسبِوسایلخانهو
موجودیحسابتنمیسنجندچونتورا
قضاوتنمیکنند.
چرابایدچنینموجوداتیراسزاوارِخاکگرفتگی
دانست،چرابایدخلوتترینمغازه
متعلقبهکتابفروشیخمیدهوخستهباشد؟
کتابهاساکتانداما،هرگزتورابهسکوت
محبوسنمیکنند.
همهچیزخوباست،کتابهارابانظمکنارهم
نهادهام..باقیخانهچرکینوغبارالوداست
اماهرگزبرایماهمیتیندارد.
خانهیتمیز،میزبانمهماناست
منمهماننمیخواهم،
خودمهمزیادیشدهام!
همهچیزخوباست...همهچیزبهغیرازمن.
@Arvan_sun.زادهمهر