بهراستیکهوطنخانهاست،
ومناینرادراوارگیچشمِانانکهچمدان
بهدستراهیِدیاریدیگرمیشدنددیدم.
@Arvan_sun.زادهمهر
فریدون مشیری :
بگذار سر به سینهٔ من تا بگویمت اندوه چیست ، عشق کدامست،غم کجاست . . .
@Arvan_sun
بودنددردیارما,کسانیکهگویای
احوالاتخوببودنداما،دردلتودهایاز
اشوبداشتند.
@Arvan_sun.زادهمهر
توچونچراغبودی،نازنینم؛
وانهاچوندوستدارتاریکیبودند،برتو
خاموشیبخشیدند.
@Arvan_sun.زادهمهر
نمیدانمچرایکبارهبهخودممیایمومیبینمبرگههایم
سیاهشدهوچایمسردمتنهایمطولانیوحرفهایمکم،بهیکبارهمیفهممزمانگذشتهومنمیانانبوهِ
نفهمیدنهااسیرشدهام.
@Arvan_sun.زادهمهر
هیچچیزیدراینجهانقرارنیست
بهسهلبگذرد
اینتوهستیکهدرگذشتروزها،
قراراستقویترشوی.قراراستمبارزه
رابیاموزیتابدانیتااخریننفسهمبایدجنگید،بایدجنگیدحتیاگربُردراازتودریغمیکنند.
@Arvan_sun.زادهمهر
قدر،روشناییراشبیخواهیدانستکه
شمعهابسوزندوشمعدانیخالیشود.
@Arvan_sun.زادهمهر