eitaa logo
اَروآنـه
121 دنبال‌کننده
896 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
فنجان تلخ چشمانت را در دست گرفتم؛ در فالِ شاتِ قهوه‌ی چشمان تو، خبری از مهر نبود. نه اینکه چشمِ تو مهر نداشته باشد، نه… تو تنها کمی مهر ندیده‌ای، نازنینم. در این ماتم‌زده‌ی مرده‌پرستان، چون کسی را نیافتی که بر تو چشمِ مهر بدوزد، چشمانت تهی از مهر و عطوفت شد. اکنون که رهگذران بر چشمان تو خیره می‌شوند و جز اندوه چیزی نمی‌بینند، من برای چشمان اندوهبارت اشکِ مهر می‌ریزم. @Arvan_sun.زاده‌مهر
2026/6/6 گرامیداشت زبان و فرهنگ روسی در جهان امروز را به وسعتِ دردهای نوشته‌های داستایفسکی، شکوهِ غزلیاتِ پوشکین، و حماسه‌نویسی‌های تولستوی گرامی می‌داریم. زبانی که یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل متحد به شمار می‌رود؛ زبانی متشکل از واژگانی که جهانی از معنا را در خود جای داده‌اند. @Arvan_sun.زاده‌مهر
در زندگانی‌ ابلهانه‌ به‌ خیلی‌ چیزها‌ خندیدم‌ اما از‌ من‌ نخواهید‌ به‌ اشوب‌ لبخند‌ بزنم‌. اشوب‌‌ خنده‌ ندارد‌،اشوب‌‌ معده‌درد‌ است‌، اشوب‌ ریزش‌موست‌،اشوب‌ تار‌موهای‌ سپید روی‌شقیقه‌ست.. چگونه‌ بر‌ اشوب‌ لبخند‌ بزنم‌ عزیزمن‌؟ من‌ نیاموختم‌ که‌ به‌ تارموهای‌ سپیدت بخندم «برای تو،اگر لرزش دستانم هزل‌گونه است، ایرادی ندارد، بخند عزیز من بخند.» @Arvan_sun.زاده‌مهر
«دچار نوعی بهت‌ زدگی و بی‌حسی شده‌ام. احساس خستگی نمی‌کنم، خوابم نمی‌آید، غصه‌دار نیستم، شاد هم نیستم.» @Arvan_sun.فرانتس کافکا
مشتی انسانِ نادان دورت را پر کرده‌ بودند، برق چشمانت کورشان کرده بود اما اتش حسادت نمی‌گذاشت نقل چشمانت را بازگو کنند ، بر ان دو گوی قهوه‌ای‌رنگ برچسبِ عادی و به دور از شگفتی چسباندند و تو به دور از اینه ، چون درونِ چشمان کدر و کینه‌توزشان برق چشمت را ندیدی گمان کردی چشمِ زیبا نداری . نازنینِ من اگاه باش که ان دو بلوط خوش رنگ زیر ابروانت یاداور کوه و درخت و پاییز است . مبادا که فکرکنی تکرار، زیبایی را از بین می‌برد. @Arvan_sun.زاده‌مهر