روز, طبیعت به این معنا نیست که به طبیعت برویم و در روز طبیعت قاتل ان باشیم,
این روز را روز طبیعت نامیدند تا به طبیعت خدمت کنیم نه اینکه این را فرصت خوش گذرانی بدانیم و به طبیعت اسیب برسانیم
کمی عاقلانه و منطقی عمل کردن را مد کنیم😔
مهرسانوشت🦋
https://eitaa.com/carrotf
همه در دل غم هایی داریم حال
یکی بیشتر و یکی کمتر,
انکه بیشتر میگوید یقینا امکان ندارد که همیشه بیشتر درد دارد,
انکه کمتر میگوید هم امکان ندارد که کمتر درد داشته باشد,
زبان نمی تواند درد را توصیف کند, بر این باور نباشید که همیشه انکه بیشتر میگوید درد دارد حتما, ممکن است فقط تظاهر کرده باشد و انقدر هم درد نداشته باشد.
روش استفاده: زمانی که یک نفر این تفکر غلط را دارد برایش ارسال کنید.
مهرسانوشت🦋
https://eitaa.com/carrotf
انگار که اروانه ی. قلبها افتاده است
انقدر که این, روزها قلبها بی, ارامش اند.
مهرسانوشت✨🦋
https://eitaa.com/carrotf
اطمینان دیدن نیست, بگذارید خطای دید را یاد اوری کنم؛
اطمینان شنیدن نیست, بگذارید اشتباه گوش را یاد اوری کنم؛
اطمینان از اعتماد می اید,
اعتماد یعنی حس کردن, اعتماد به مغز ربط پیدا می کند, وقتی مغز احساس امنیت کند اعتماد میکند و اعتماد که کند یقینا اطمینان هم میکند.
مهرسانوشت🦋
https://eitaa.com/carrotf
خوابیدم و وقتی چشمانم را باز کردم دگر چیزی نبود, دگر نه اثری از مهربانی بود و نه اثری از ذوق و برق چشم در نگاه کسی.
مردم شهرم چرا دیگر نمی خندیدند؟
مردم شهرم چرا اینگونه شدند؟ چرا دیگر حالشان از بوی دود هوا به هم نمیخورد؟ چرا سر, یک موضوع کوچک سر هم داد میکشند؟ چرا مرگ کسی دیگر برایشان اهمیت ندارد؟ مردم شهرم چرا قاتل شدند؟ چرا قاتل قلب یکدیگر شدند؟
من مگر چقدر خوابیدم که اینگونه شد؟
مغز من یک علامت سوال بود, علامت سوالی که دیگر مثل جزوه هایم جواب در خط بعد, با رنگ دیگری ننوشته بود!
انگار بی خبر سر جلسه امتحان نشسته بودم .اما این ناجوانمردانه است, امتحان گرفتن وقتی تدریسی نشده منصفانه نیست. انگار باید عادت کرد, اما باید مرگ را تجربه کنی تا عادت کنی, باید بارها قلبت بشکند تا عادت کرد,.
من فقط چند دقیقه چشمانم را بستم.
مهرسانوشت✨🥀
https://eitaa.com/carrotf
هزاران هزار متن نوشتم ,
همه چیز را تا حد توان توصیف کردم ,
امدم عرض ارادت کنم, متن برایت بنویسم
اشکهایم نمی گذارند قلمم بنویسد,
بمیرم برایت مولایمان, چه کردند با تو,
امشب قران به سرم گذاشتم و زیر سایه ی قران به صدای گریه ها گوش دادم,
کسی نبود که گریه نکند, چگونه می توان...
نمی, دانم کلماتم جمله نمی شوند, .
سومین روز از شهادت مولایم علی
مهرسانوشت🥀
https://eitaa.com/carrotf