انگار که اروانه ی. قلبها افتاده است
انقدر که این, روزها قلبها بی, ارامش اند.
مهرسانوشت✨🦋
https://eitaa.com/carrotf
اطمینان دیدن نیست, بگذارید خطای دید را یاد اوری کنم؛
اطمینان شنیدن نیست, بگذارید اشتباه گوش را یاد اوری کنم؛
اطمینان از اعتماد می اید,
اعتماد یعنی حس کردن, اعتماد به مغز ربط پیدا می کند, وقتی مغز احساس امنیت کند اعتماد میکند و اعتماد که کند یقینا اطمینان هم میکند.
مهرسانوشت🦋
https://eitaa.com/carrotf
خوابیدم و وقتی چشمانم را باز کردم دگر چیزی نبود, دگر نه اثری از مهربانی بود و نه اثری از ذوق و برق چشم در نگاه کسی.
مردم شهرم چرا دیگر نمی خندیدند؟
مردم شهرم چرا اینگونه شدند؟ چرا دیگر حالشان از بوی دود هوا به هم نمیخورد؟ چرا سر, یک موضوع کوچک سر هم داد میکشند؟ چرا مرگ کسی دیگر برایشان اهمیت ندارد؟ مردم شهرم چرا قاتل شدند؟ چرا قاتل قلب یکدیگر شدند؟
من مگر چقدر خوابیدم که اینگونه شد؟
مغز من یک علامت سوال بود, علامت سوالی که دیگر مثل جزوه هایم جواب در خط بعد, با رنگ دیگری ننوشته بود!
انگار بی خبر سر جلسه امتحان نشسته بودم .اما این ناجوانمردانه است, امتحان گرفتن وقتی تدریسی نشده منصفانه نیست. انگار باید عادت کرد, اما باید مرگ را تجربه کنی تا عادت کنی, باید بارها قلبت بشکند تا عادت کرد,.
من فقط چند دقیقه چشمانم را بستم.
مهرسانوشت✨🥀
https://eitaa.com/carrotf
هزاران هزار متن نوشتم ,
همه چیز را تا حد توان توصیف کردم ,
امدم عرض ارادت کنم, متن برایت بنویسم
اشکهایم نمی گذارند قلمم بنویسد,
بمیرم برایت مولایمان, چه کردند با تو,
امشب قران به سرم گذاشتم و زیر سایه ی قران به صدای گریه ها گوش دادم,
کسی نبود که گریه نکند, چگونه می توان...
نمی, دانم کلماتم جمله نمی شوند, .
سومین روز از شهادت مولایم علی
مهرسانوشت🥀
https://eitaa.com/carrotf
قلبهای خسته، روزی رنگی بودند
امیدوار و استوار بودند
اما انقدر سیاهی دیدند و جنگیدند تا رنگی بمانند که خسته شدند
حال سیاه نیستند فقط غمگین اند
فقط خسته شدند بس که جنگیدند و به جایی نرسیدند.
مهرسانوشت
https://eitaa.com/carrotf
ی وقتایی هست
خسته میشی از حرفهای مردم .
میدونی من نمیخوام بگم نسبت به حرفاشون بی تفاوت باش .
چون اصلا نمیشه بی تفاوت باشی . فقط ی ناشنوا میتونه حرفاشون و نشنوه
این لطف در حق ما نشده که ناشنوا باشیم باید بشنویم و زندگی کنیم .
فقط میخوام بگم اونا درمورد همه حرف میزنن .تیتر روزنامه که عوض بشه موضوع تو میره اون زیر .
میگذره بالاخره از سرتیتر روزنامه بودن برداشته میشی 🦋
مهرسانوشت🦋
https://eitaa.com/carrotf
نفسی گاه ولی از سر بیحوصلگی
میکشم آه ولی از سر بیحوصلگی
مثل شبهای دگر باز به هم خیره شدند
برکه و ماه ولی از سر بیحوصلگی
گاه در آینهی خاطرهها مینگرم
نه به اکراه ولی از سر بیحوصلگی
تا بکاهم ز پریشانی خود میگریم
گاه و بیگاه ولی از سر بیحوصلگی
من هم ای عمر شبیه دگران میمانم
با تو همراه ولی از سر بیحوصلگی
عاقبت با تو هم ای مرگ سفر خواهم کرد
خواه ناخواه ولی از سر بیحوصلگی
فاضل نظری
https://eitaa.com/carrotf
من دختر نسل جدیدام
حس و حال قدیم رو نمیتونم درک کنم اما
بنظرم چند سال دیگه وقتی تصاویری از الانمون می بینیم بازهم حسرت میخوریم که چرا اون موقع قدر ندونستیم, چند سال بعد از اون بازهم این اتفاق تکرار میشه و بازهم به جای زندگی کردن درهمون موقع حسرت میخوریم.
حسرت خوردن دردی رو دوا نمیکنه,
چه خوب چه بد گذشت, باید الان رو خوب بگذرونیم که چندثانیه بعد دوباره حسرت نکشیم🥺✨🦋
مهرسانوشت✨
https://eitaa.com/carrotf