نوشته ای از سارای قشنگم که لطف کرد با ما به اشتراک گذاشت:
دلتنگی مانند بغضیست که تا ابد درون گلویمان میماند
دلتنگی تیغ تیزیست که دائم روحمان را میتراشد
دلتنگی حس غریبیست که تا ابد درون قلبمان میماند و خانه ای کوچک میسازد
دلتنگی گاهی برای چیز هایي است که تا کنون تجربه نکرده ایم مانند آغوشش مانند نگاهش مانند .......
❤️🦋نوشته رفقا-.
@carrotf
اَروآنـه
نوشته ای از سارای قشنگم که لطف کرد با ما به اشتراک گذاشت: دلتنگی مانند بغضیست که تا ابد درون گلویمان
یکی دیگه از متنهای سارای زیبام رو بخونین:
خودم را گم کرده ام مرا ندیده ای جایی ؟
شاید درون خودم درون افکاراتم یا شایدم درون علایقم شاید درون دلتنگی هایم ویا درون بغض هایم و یا حتی درون خاطره ای خودم را جا گذاشته ام ، یا اینکه جسمم درون تاریخی یا مکانی مانده و توان دل کندن از آن را ندارد .
و یا شاید هم کسی جسم مرا دزدیده و تمام جسم و روحم را تسخیر و برای خود کرده
شاید علایقم جسم و روحم و خودم را به تو بخش متفاوت فرستاده
شاید جسم و روحم مرا فراموش کرده اند
اما ..... نه جسم و روح من فراموش کردن کسی که تکه ای از خودشان هست را به یاد ندارند شاید منتظر هستند تا من به دنبالشان بروم و پیدایشان کنم
اصلا شاید منی که من به دنبالش میگردم همین نزدیکه ها باشد درون چیزی که به آن عشق میورزم و دوستش دارم
درون ذهنم هزاران شاید است اما خودم را پیدا کرده ام این من، منی است که من به دنبالش هستم
❤️🦋نوشته رفقا-.
@carrotf
بچه ها اروانه، کلبه ی نوشته های منه.
نوشته هام دخترای منن .
از وجود منن ، وجود منو از کلبه جدا نکنید .
من می بینم وجودم و بدون ادرس محل تولدشون می دزدید .
من برایش از امید گفتم و او حاضر نشد پنبه ای که در گوشش فرو کرده که حرفهایم را نشنود را در بیاورد .
برایش اشک ریختم ، حاضر نشد پلک هایش را از هم فاصله بدهد که ببیند .
این جماعت انگار به درد عادت کرده اند .
و به دنبال مرحم درد نمی گردند .
که این هم باز درد دیگری ست .
مهرسانوشت🦋
@carrotf
گاهی تمام مغزمان پر می شود از علامت سوال، اینکه اطرافیانمان به یکباره با ما بد می شوند و بد می کنند و زخم می زنند .
به دنبال نشانه ای از بدی که در گذشته با او کردیم می افتیم و چیزی پیدا نمی کنیم .
تمام مغزمان در چرا خلاصه می شود .
چرا اینگونه شد؟چرا با ما بد شد؟چرا سردی اش تنم را لرزاند؟چرا به یاد نمی اورم کجا به او بدی کردم .
درد سوال های بی جواب هم برایمان درست می شودو انها بی ما سر می کنند و حتی ذره ای نمی فهمند که چقدر به ما سخت امد سردی شان . یا شاید خود را بع نفهمیدن می زنند . یا می فهمند و لذت می برند از دردی که از زخمی که انها زدند می کشیم .
دقیقا انجایی که علی یاسینی می گوید:
بد شدی بد نبودم بات یه دفعه ام که .
مهرسانوشت🦋
@carrotf