۱۸ فروردین ۱۴۰۲
۱۸ فروردین ۱۴۰۲
امروز سالروز شهادت دو شهیده بزرگواره پس کوتاه و مختصر در مورد دو شهید میگیم ..
۱۸ فروردین ۱۴۰۲
۱۸ فروردین ۱۴۰۲
|🌙🕊|
[ﻋﻼﻗﻪ اﻳﺸﺎن ﺑﻪ اﻣﺎم خمینے(ره) ﺑﺴﻴﺎر
زﻳﺎد ﺑﻮد و ﻣﻄﻴﻊ و ﻣﻄﺎع اﻣﺮ اﻳﺸﺎن ﺑﻮد.]
-شهیدچراغچی🌿
[فرماندهاش میگفت ابوالفضل جوان بسیار ورزیده و پرتوانی بود و در امور نظامی بسیار حرفهای و متخصص بود، در عین حال قاری و حافظ قرآن هم بود از این رو به او علمدار میگفتیم.]
-شهیدراهچمنی🌿
۱۸ فروردین ۱۴۰۲
ولیالله چراغچی مسجدی، قائممقام فرمانده لشگر ۵ نصر در اول مهرماه سال ۱۳۳۷ در مشهد مقدس چشم به جهان گشود. در کودکی به یکی از مدارس علمی مذهبی به نام «مقویه» رفت و مدت 3 سال در آنجا به تحصیل پرداخت. پس از پایان دوره ابتدایی، تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان دانش بزرگ نیا در رشته ریاضیات آغاز کرد و در سال 1357- 1356 پس از شرکت در کنکور، در رشته مهندسی علوم دانشگاه بیرجند پذیرفته شد.
با اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) فعالیت سیاسی مذهبی خود را بیشتر کرد و در مسیر مبارزه قدم نهاد.
در سال ۱۳۵۸_۱۳۵۷ با تعطیلی دانشگاهها فعالیت خود را در ارتش آغاز کرد و در کلاسهای نظامی به تعلیم افراد میپرداخت. سپس با تشکیل سپاه عضو این نهاد انقلابی شد و درس و دانشگاه را رها کرد. با آغاز اولین خیانتهای ضدانقلاب داخلی در گنبد، به این منطقه رفت و از خود در آنجا دلاوریهای زیادی را بهجا گذاشت.
۱۸ فروردین ۱۴۰۲
چراغچی با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به جبهههای نبرد شتافت و در دوران جنگ تحمیلی بهصورت مداوم در جبهه حضور داشت. در دورانی که در خطوط جبههای نبرد حق علیه باطل حضور داشت مسئولیتهای فرماندهی گردان، مسئول طرح و عملیات منطقه ۶ سپاه، مسئول طرح و عملیات نصر ۵ خراسان و قائممقامی فرمانده لشکر ۵ نصر را بر عهده داشت.
چراغچی از قدرت برنامهریزی و طراحی بینظیری برخوردار بود. در عملیات بستان، طرح او برای تصرف آنجا موردتوجه و تصویب تمامی فرماندهان قرار گرفت.
در عملیات چزابه از ناحیه دستوپا مجروح شد، ولی بااینوجود به استراحت نپرداخت و به هیچ قیمتی حاضر نبود به پشت جبهه برود تا اینکه از شدت جراحات وارده حالش وخیم شد و او را بهاجبار به پشت جبهه انتقال دادند. در یکی از حملهها نیز ترکش به او اصابت کرد و به پشت دریچه قلبش رسیده بود اما شهید مدام میگفت: چیزی نیست. من حالم خیلی خوب است. شما بهتر است به فکر جنگ و بچههای بسیجی در خط مقدم باشید.
۱۸ فروردین ۱۴۰۲
همیشه میگفت: «دوست دارم ترکشی به سرم بخورد و قشنگ به شهادت برسم.»
سردار ولیالله چراغچی در عملیات «بدر» در بیست و چهارم اسفندماه سال ۱۳۶۳ در جاده خندق از ناحیه جمجه مجروح شد و پس از ۲۲ روز بیهوشی در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۶۳، همانگونه که آرزو داشت شهید شد ..
۱۸ فروردین ۱۴۰۲
۱۸ فروردین ۱۴۰۲
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد واله وسلم تسلیما.
و درود خدا بر تمامی تلاشگران حق علیه باطل و بر امام عزیزم که مارا آگاهی بخشید و در هر فرصت به پاک کردن زنگار منیّت ها پرداخت تا فقط برای خدا باشیم و بر شهدا رحمت خدا باد که به ما آموختند چگونه بهتر رفتن را.
مسلّم تسلیم هستم وشهادت می دهم خدای حیّ لایموت، رحمن ورحیم… و محمد (ص)بهترین برگزیده از ۱۲۴هزار رسولش و علی(ع) وصی برحقش و یازده فرزندعلی(ع) از فاطمه (س) بر حق اند. و اما تنها حجت خدا مهدی(عج) است که به انتظار فرمان ظهورش، نگران از انسانیت نشسته است.
و اعتقادم بر این است که امام خمینی روحی فداه به حق نماینده بر حق امام زمان (عج) و حجت خدا مهدی زهراست و فرمانها و دستوراتش همه از خداست، به این لحاظ تسلیم تسلیمم و همه را مخصوصاً نزدیکان را به این عقیده دعوت می کنم به شدت…
اما می دانم نتوانستم تکالیفم را در مورد پدر و مادرم و نیز هم… همسرم و برادران و خواهرانم و دوستان و خویشاوندانم انجام دهم. از همه شما می خواهم برایم طلب مغفرت کنید که بسیار گنه کار و دستم کوتاه است.
تمام زندگی:
اِن یَمسسکُم قرحٌ فقد مسّ القوم قرحٌ مثلهُ وتلک الایامُ نُداولها بین الناس ولیعلم الذین آمنوا ویتّخذ منکم شهداء واللّه لا یحبُّ الظالمین ولیُمحصَّ اللّه الذین آمنوا ویمحص الکافرین (سوره آل عمران آیات ۱۴۰-۱۴۱)
قال الحسین (ع): انَّ الحیاة عقیدهٌ و الجهاد.
فرزند کوچک شما ولی الله چراغچی ۱۳۶۲/۱۲/۳
۱۸ فروردین ۱۴۰۲
۱۸ فروردین ۱۴۰۲