شبی شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را
کسی اینجا نمیفهمد من و حالِ خرابم را
آســـمــان
دل به دل راه ندارد که اگر داشت دلت
لحظه ای یاد من و این همه دلتنگی من بود
آســـمــانــم
نظن أننا نسيناها، تعود بعد زمن
على هيئة بكاء بلا سبب أو ضيق
أو حزن أو وحشة بلا توقيت
فکر میکنیم فراموشش کردهایم،
اما پس از مدتی، بهشکل گریهی
بیدلیل یا دلتنگی و اندوه و ترسِ
گاه و بی گاه برمیگردد...
روزی که میرفتی نفهمیدی که من با بغض
پشتِ سرت «فَاللّٰه ُخَیرٌ حافِظاً» خواندم ..
آســـمــانــم | دلتنگِسـآیة
باچهروییبعدازاینشعرنظامیرابخوانم؟
بسكهمجنونبودموبیخودتورالیلاکشیدم
#شهراد_میدری
به غیر از شعر و تو چیزی ندارم در جهان، امّا
به یک دیوانهی دیگر نخواهم داد جایم را
#امید_صباغ_نو