امشب یجایی رفتم که یچیزایی شنیدم دیدم که اصن گفتم من با این همه مشکلاتی که دیگه سِر شدم ازش و بی حسم دیگه زندگیم عالیه😅
امیدوارم خدا برامون جوری بسازه که خوشی هامون با لحظه های تلخ زندگیمون خنثی بشه
شبتون بخیر
انسان از یه سنی به بعد خیلی چیزا رو درک میکنه منتها واسه ما زودتر و فشرده تر اتفاق افتاد از اون روز همچی عوض شد
منی که هیج وقت جایی نمیرم یعنی نمیتونم
چون از این وضعیت کلافه بودم یه شمال زدیم با بچها
برای امشب میگم که سعی کنید با همچین خوشحالی هایی مثل مسافرت حواس خودتونو تا میتونید پرت کنید