پیش از این بودیم مشتی بیخبر
قدر اکنون میدانیم این قدر
ای دریغا فوت شد عمر دراز
غصه ماند و قصه نتوان گفت باز
شاد باشی یا نباشی زندگانی می رود
عمر انسان در عجب از بی خیالی می رود
دل به این خلق و خلایق خوش نکن ای بی خبر
آدمی را گر بخواهی یا نخواهی می رود