eitaa logo
عاشقانه‌های بی‌تاب
165 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
601 ویدیو
12 فایل
کبری رحمتی( بی‌تاب)
مشاهده در ایتا
دانلود
Man_Gholaame_Ghamaram.mp3
زمان: حجم: 6.3M
🍁☕️ یکی از اشعار معروف مولانا 8 مهرماه سالروزبزرگداشت شاعر💚🍃
💫🌟💫🌟💫🌟💫 باغ است و بهار و گل، معروفِ به مولانا در خانهٔ آب و گِل، بی‌تابِ جهان‌آرا شهدِ لب شیرینش عنابِ مسیحایی بویِ تنِ ابریشم،...لبریزِ نمِ دریا مه‌پارهٔ اخضر نام، صاحب‌نظرِ عاشق مشهورترین گمنام، خاموش‌ترین گویا با رایحهٔ شب بو، صاحب نظرش فرمود: "عاقل‌تر از آنیم که دیوانه نباشیم" ما در مذهبِ بی‌کیشان، خورشیدِ فروزان و.. در طالع مصلوبان، رفته سر نی بالا علامهٔ توحیدی، آئینه‌ترین حالت جانها به لب آمد از، عرفانِ دلِ شیدا معنایِ حقیقیِ دریایِ حقیقت جو انگیختهٔ عالم،...اندوختهٔ دنیا تا از سر کویِ او، عقل از سرِ جانان رفت در خانهٔ آب و گِل، بی‌تاب شده حالا (بی‌تاب) 💫
🍁🕊🍁 روز‌ها را، هفته‌ها را، بی‌قرارم؛...نیستی ماه‌ها را، سال‌ها را، می‌شمارم؛...نیستی من به خود شک کرده‌ام شاید که نابینا شدم پشت شعرم هستی اما در جوارم نیستی از غمِ عشقِ تو مثلِ سیر و سرکه، در تبم رنگ رخسارم نشان می‌داد، یارم؛ نیستی لایقِ بی‌مهری‌ات بودم،... نگارِ سنگدل؟! قطره قطره اشک، می‌بارم، کنارم؛ نیستی گفته‌ای: بار امانت را به منزل می‌بری دل به دریایِ نگاهت می‌سپارم؛... نیستی؟ عقل و دل ساز مخالف می‌زند با بودنم من خودم هم شاکی‌ام در روزگارم؛ نیستی ای فقیهِ فیلسوفِ اهلِ دین و مدرسه! باخبر از پاکیِ چشمانِ زارم نیستی؟! جای شکرش باقی است با اینهمه بی‌تابی ام خندهٔ خونینِ اشکِ بی‌قرارم نیستی (بی‌تاب) 🍂
🌟💫🌟💫🌟💫🌟💫 پیامِ جانفزایِ حیِّ سرمد؟! جهان روشن شده از نورِ احمد شده ذکرِ لبِ آیاتِ یاهو طلوعِ آیهٔ رحمت خوش‌آمد شکسته طاقِ کسرایِ بلندی شبِ اعجازِ میلادِ محمدص تر‌ک برداشته ایوانِ مدائن نشسته در غمِ زرتشت و معبد اولوالعظمِ بلند‌بالایِ یکتا به هیچ آئینه، جز حیدر نیامد شکوه لایزالِ آفرینش چه خوش! سر می‌زند از قلب ایزد "حجازِ وحشیِ زیبا ندیده" شده بی‌تاب رویِ ماهِ احمد (بی‌تاب) 🍃
♥️ℒℴνℯ♥️ حالا که شده عالمی از عشق تو لبریز فتانه‌ٔ مستانه‌ٔ دیوانه‌ٔ خونریز! صد‌ من شده‌ در حسرت آغوشِ تو بیمار لب دوخته و خیره به چشمانِ تو چنگیز تو باشی اگر شب، همگی، اولِ صبح‌ست ای روشنیِ شعله‌ور چشمِ طلا‌ریز! آرامشِ چشمانِ سپیده، غزلت را... آمیخته‌ای با نفسِ صبحِ دلاویز؟! نازِ نفست روزنه‌ٔ شعله‌ٔ خورشید پلکی بگشا!صحنهٔ رزمِ طرب‌آمیز حالا که خودت صبحِ جهان و ضربانی در دایرهٔ قسمتِ مان، شور برانگیز عالم شده دیوانهٔ آن، شرم نگاهت واجب شده سجده بزنی بر لبِ پرهیز همراهِ دلِ خسته‌ٔ بی‌تابِ توانمند! با قصهٔ بی‌صبری پروانه درآمیز ‌ (بی‌تاب) 🌿 ♥️
Hamid Hiraad4_6035090192375745637.mp3
زمان: حجم: 7M
عالمی‌خوشتر از آن‌نيست‌كه..❤️‍ من‌باشم وتـو ..🥰 ‎𝄠♥️نفس‌جان ‎ 💞ⁱˡᵒᵛᴇ ᵧₒᵤ💞
🍁🕊🍁 شور و شکرِ شعری، ای دخترِ پاییزی عطر گلِ گیسویی، که به طرب آمیزی اشکِ نمِ دم‌ کرده در آب و گِلت پیداست عاشق‌تر از آنی که بر لب بزنی چیزی فتانه‌ی ساداتی، از جنس سماواتی همراهِ دلِ خسته، چشمانِ سحر‌خیزی دستانِ نوازش را چتر دلِ تنهایی حامی غزل هستی از بس که تر انگیزی هر چند که دلارمی، بی‌تاب تو شد قلبم تو قاصدک عشقی، یا دخترِ پاییزی؟! (بی‌تاب) 🌺
🍁🕊🍁 بی "ت💚و" نفسم رفته به تاراج، نفس‌جان! دارایی من شد سرِ بی‌تاج، نفس‌جان! "د💔ل" تنگ شد و دار و ندارش به فنا رفت صنعان دلم داده به غم باج، نفس‌جان! (بی‌تاب) 🕊🥀 سالگرد "عند ربهم یرزقون" شدنت گوارای وجود!🥀🕊️
من زمین‌خورده گیسویِ مجعد شده‌ام مثلِ او از همه‌ی اهل زمین، رد شده‌ام بر دلِ تب‌زده‌ام تهمتِ فرهیختگی‌ست شیشه‌ی پنجره را شسته افق،..بدشد‌ه‌ام؟! (بی‌تاب)
🍁🕊🍁 بی‌تو وسطِ دلهره‌ها گم‌ شده بی‌تاب در کوچهٔ شعرِ شبِ بی‌پنجرهٔ خواب از خواب، گریزان شده چشمانِ خیالش او مانده و این‌ظلمِت بی‌عاطفهٔ قاب چشمِ دلِ او با لبِ خاموش چنین گفت: خارِ غمِ تو رفته به پایِ شبِ مهتاب زخمی به تنش مانده که باید بتراشی! تا نی‌قلم او بنویسد: غزلی ناب پس می‌زند او را نفسِ صبحِ سپیده مثل عطش لب شده‌است بر لب سیراب رفتی و تو را چشمِ دلش سیر ندیده نادیدهٔ نادیدنیِ دیدهٔ آداب! روی دلِ او وزن زمین، بار گرانی‌ست بر عکس شده جاذبهٔ چهرهٔ جذاب؟! حرفی نزنی، موج خیالش شده ساکت تقویم شده، قالبِ بی‌روحِ تنِ آب پاییزی و زرد است رخِ خاطره‌هایش چون لمسِ تنِ ماه، که افتاده به مرداب زورت به رخ آدم دل‌خسته رسیده؟! خون شد دلش از غمزهٔ تو، گوهر نایاب کهنه شده تازه نفسِ حضرت پاییز آغوش تو را کرده طلب، واژه ٔ دریاب هیچ خاطره‌ای بر سرِ سجاده نمانده جز سایهٔ تنهایی مردانهٔ محراب روزِِ خوشِ او شب شده بی‌صورت ماهت نامش شده دیوانهٔ زنجیری بی‌تاب (بی‌تاب) 🍁
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌟﷽🌟 💚 خبرت هست که ایام ظفر می‌آید؟! منتظر باش! که از غیب، خبر می‌آید "عالمِ پیر دگر باره جوان خواهد شد" از قدومِ پسرِ آمنه بر می‌آید رنگِ آرامشِ آغوش خدا...بَه‌بَه‌بَه! لطفِ چشمانِ پُر از نور پدر می‌آید تلخیِ خاطره‌ها را به فراموشی ده! زندگی، هم‌نفس شیر و شکر می‌آید به فراق و دلِ تنگ و لبِ خشکی بنویس! مژده، بی‌مرزترین وسعتِ تَر می‌آید فرش تا عرش چراغانی و نور‌افشان‌ست بی‌سبب نیست اگر شعله به سر می‌آید "مقدمِ گل پسر آمنه خاتون، صلوات" جلوهٔ حی علیٰ خیرِ بشر می‌آید قلبِ بی‌تاب شده ساحلِ آرامشِ محض ‌نوری از مطلع چشمان سحر می‌آید (بی‌تاب) 🍃 👑