💚🍃
در هفدهم ماهِ ربیع، جامِ خدایی
لبریز شد از نورِ دو خورشیدِ طلایی
روزی که فضا پُر شده از عطرِ دو یاسین
بیتاب شده مِی زده و مستِ ولایی
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#دورود_لرستان
#مبارکبادمیلاددویاسین🕊
#برمیزدهمستخدایی🌿
💚🍃
صبحی که در آن، غارِ حرا بزمِ جنون است
توصیفِ فضا، از دل دیوانه، برون است
صبحانهی ما مِیزدگان، مستیِ بیتاب
گل خنده به رویِ نفسِ رازِ درون است
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#بهبهچهصبحمحشری 🌿
@Madddahionlinمداحی آنلاین - شب دلدادگی - رسولی.mp3
زمان:
حجم:
13.2M
🌺 #میلاد_پیامبر_اکرم(ص)
🌼 #میلاد_امام_جعفر_صادق(ع)
💐آسمون دلم چراغونه
💐غصه و غم سر به گریبونه
🎙 #مهدی_رسولی
👏 #سرود
🌷مرجع رسمی #مولودی های روز
🌸☘🌸☘🌸
💚🍃
سر میزند از گلشنِ صادق، نفسِ هو
پیچیده در اعماقِ غزل، حلقهی گیسو
وه! شیعه جعفر شده است شاعر بیتاب
به یمنِ قدمهای جد ضامنِ آهو
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#برصادقآلمحمدصلواتیبفرست❤️🍃
✨️بنــــ﷽ــام تـــــو......
بشڪن بزن! برقصآ، ساقی وحدت آمد
از شرقِ چشمِ مستش، فرمانِ لذت آمد
چیزے بہ مِی نمانده، اےِ دست خالی من!
فنجان قهوهےِ تلخ، شیرین و شربت آمد
لبهاےِ خشڪِ بیآب، تا پاےِ دل نلغزد
خیس از هواےِ باران، پیغام رحمت آمد
بوےِ خوشِ نسیمِ جانپرورِ جهان است
از لابہلاےِ نورِ خورشیدِ عزت آمد
بر سایہسار خوشرنڪَِ شعر عاشقانہ
احساس دلڪَشاےِ صبحِ سعادت آمد
از نت بہ نت نڪَاہِ خندانِ چشمِ دلبر
آواےِ دلنشینِ آغوشِ غیرت آمد
نو شاعرِ معاصر! بیتابیات مبارڪ
بشڪن بزن! برقصآ، فرمان لذت آمد
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#روزولادتعشق🎉 🎊
میلاد با سعادت پیامبر مهربانیﷺ💚
و امـام جعفر صـادق علیه السلام💜
بر همه مسلمانان مبارک باد🎉 🎊
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚🍃
#سلاااامصبحتبخیرعشقققق😍
صبح یعنی: قند لب با چایِ داغ
دلخوشی، یعنی همین یک اتفاق
حال خوش یعنی: حضورِ چشمِ مست
در وجودِ خانهات باشد چراغ
صبح یعنی حسِ گرمایِ نفس
میوزد از انتهایِ کوچه باغ
ساده میگویی به عشقت، صبح بخیر
در تنت احساسِ گرمایِ اجاق
از ضروریات هر صبحانه است
قند لب با نان گرم و چایِ داغ
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#صبحتون_دلچسب
💚🍃
در جامعهٔ امروز، رویایِ محالی بود
خانمتر از آئینه؟!...خاتونِ شمالی بود
تب کردهام از وقتی، پاکیاش هویدا شد
این تجلی زیبا،؟!... دریایِ زلالی بود
صبح بخیر چشمانش، روسری به سر میکرد
دخترِ سپاهِ عشق، اهل این حوالی بود
صبحِ محشرِ خورشید، آسمان بغل میکرد
در سرودنِ شعرِ، عاشقانه، عالی بود
در اوج توکل به، شانههای رحمان است
از همه گرامیتر؟!...دست خیرِ والی بود
با حجاب زهرایی، حفظِ شأنِ زن کرده
در بیش و کم شادی، غرقِ خوشخیالی بود
او خبر ندارد از، حالِ دلِ بیتابان
خندههایِ شیرینِ، فصلِ نونهالی بود
چشمان کبوتر را بیواهمه میبوسید
خیره به لبِ نرگس، در ساحلِ شالی بود
شاعرانه رد میداد، عاشقانه میشد شاد
ابروانِ پیوند و... وعده به وصالی بود
چادرِ شب افتاده در نگاهِ دریایش
رویِ صورت ماهش، آرامشِ خالی بود
کوزهٔ محبت را ارغوان که پُر میکرد
سایه با خودش میگفت: قلب من سفالی بود
روی دفترِ بیتاب عطر گل شکوفا شد
خانمتر از آئینه؟!...خاتونِ شمالی بود
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#دورود_لرستان
#خاتون_شمالی