eitaa logo
عاشقانه‌های بی‌تاب
164 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
600 ویدیو
12 فایل
کبری رحمتی( بی‌تاب)
مشاهده در ایتا
دانلود
مگر اینجا کجاست که بویِ خاکش، تشنگی دارد هوایِ نم‌نمِ بارانِ خشکش، گریه می‌بارد به چشم آشنا دارد غریبی می‌کند اما.. نشسته بر لب خاموش و ثقلِ خنده می‌کارد (بی‌تاب) 😭
به آغازِ جنون، برگشتنم حتمی‌ست می‌دانم منِ مجنونِ شیدا را خدا، بی‌تاب می‌خواهد (بی‌تاب)
صدای العطش می‌آید از لب‌های خشکیده ولی می‌خوانم از چشمش که او، اصلاً نترسیده (بی‌تاب)
به مقصد می‌رسیم، با چک‌چک شمشیر تیزِ عشق اگر چه، راهِ باطل پهن و حق باریک‌تر از مو شد (بی‌تاب)
دل را که سپردم به تو گفتم: نرو ای‌جان رفتی و نشاندی به دلم، حسرتِ دوران افسونگرِ جنجالِ نگاهت، شده بودم بی‌تو شده‌ام خسته و بی‌تاب و پریشان (بی‌تاب)
دیوانه‌ے افسونِ تو شد بی‌سر و سامان آزرده شده قلبِ و دل، از دست تو ای‌جان (بی‌تاب)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"سخت‌ست‌ انسان باشے " ای نفس‌هاے مسیحا، گل‌پرے رخسارِ انسان! گرمِ خورشیدِ نگاهت، قُمرے مستِ غزل‌خوان گفته‌اے: قبلِ از تفکر ، جمله‌اے هم‌‌پاےِ گوهر: ذاتِ شخصیت مهم است، نه، نشانِ دُّر غلتان اندکے قبل از طلوعِ، شور و شوق شاعرانه شب شده مستِ زفافِ نوعروسِ شعر عریان بوسه‌اے از چشمِ مستِ دلبرِ شیرازے‌ام کرد شعرِ دل را اینچنین، بینا،  درونِ شهرِ کوران چون دلِ پروانه ے او، عشق مصنوعی نمی‌خواست جنس بنجل را به آتش می‌کشیده پشتِ دکان شمع او می‌سوزد از غم، با شرارِ معرفت‌ها بر بلنداے صداقت، می‌شود ماه درخشان تا خداوندم ببخشد، می‌شود بی‌حسِ مطلق پای کارِ خیرِ بوسہ، می‌زند امضاے شیطان مانده‌ست پشتِ درِ دروازه‌ے شیرازِ چشمم دلبرے کرد از من و گل‌واژه‌ها با بوسه‌باران لحظہ لحظہ زندگی را، غرق خوشبختے نموده با همین یک پرسشی که؛ پاسخش سخت بوده آسان بارقہ‌ے شهوت است عشق؟! رفتن به جای خلوت؟! بشنو از این جان خستہ، که هوس، عشق نیست، به قرآن عشق و مستے از سرِ بیکارگے، ننگ بزرگے‌ست در دموکراسیِ جنگل، شد غریزه آب حیوان مرد ساده، با زن‌ پیچیده‌ےکمیاب بی‌تاب گفته : حُسن یوسف و عشق زلیخا بوده انسان (بی‌تاب) 𝄟🥀🖤 ⃟ꦿ
💚🍃 صبح یعنی رویِ ساحل، زیرِ چترِ بوسه‌باران گرمِ خورشیدِ نگاهت، قمریِ مستِ غزل‌خوان تا شنیده از لب گل، "دوستت دارم" سر صبح شد شبِ مستِ زفافِ نوعروسِ شعر عریان (بی‌تاب)
💚🍃 قمرے مستِ فلک، دلداده به هامون تو می‌گذارد سر به روےِ ساحل کارون تو لیلے لیلا شدے تا عهد و پیمان نشکنے ساقے میخانه‌ے مستان ، شده مجنون تو بوسه‌باران می‌کنی با گرمی آغوش لب شور مهماندارے است، آئینِ مهرافزون تو نذرکردم‌ مثل تسبیحی‌، بگردم دور سر تا به کام دل شود گردونه‌ے گردون تو کاش مےشد در میان قصه‌ها شعرت کنم ذهنِ مشغولِ دلِ بی‌تاب من، مدیون تو (بی‌تاب)