دیوانهے افسونِ تو شد بیسر و سامان
آزرده شده قلبِ و دل، از دست تو ایجان
#کبری_رحمتی(بیتاب)
"سختست انسان باشے "
ای نفسهاے مسیحا، گلپرے رخسارِ انسان!
گرمِ خورشیدِ نگاهت، قُمرے مستِ غزلخوان
گفتهاے: قبلِ از تفکر ، جملهاے همپاےِ گوهر:
ذاتِ شخصیت مهم است، نه، نشانِ دُّر غلتان
اندکے قبل از طلوعِ، شور و شوق شاعرانه
شب شده مستِ زفافِ نوعروسِ شعر عریان
بوسهاے از چشمِ مستِ دلبرِ شیرازےام کرد
شعرِ دل را اینچنین، بینا، درونِ شهرِ کوران
چون دلِ پروانه ے او، عشق مصنوعی نمیخواست
جنس بنجل را به آتش میکشیده پشتِ دکان
شمع او میسوزد از غم، با شرارِ معرفتها
بر بلنداے صداقت، میشود ماه درخشان
تا خداوندم ببخشد، میشود بیحسِ مطلق
پای کارِ خیرِ بوسہ، میزند امضاے شیطان
ماندهست پشتِ درِ دروازهے شیرازِ چشمم
دلبرے کرد از من و گلواژهها با بوسهباران
لحظہ لحظہ زندگی را، غرق خوشبختے نموده
با همین یک پرسشی که؛ پاسخش سخت بوده آسان
بارقہے شهوت است عشق؟! رفتن به جای خلوت؟!
بشنو از این جان خستہ، که هوس، عشق نیست، به قرآن
عشق و مستے از سرِ بیکارگے، ننگ بزرگےست
در دموکراسیِ جنگل، شد غریزه آب حیوان
مرد ساده، با زن پیچیدهےکمیاب بیتاب
گفته : حُسن یوسف و عشق زلیخا بوده انسان
#کبری_رحمتی(بیتاب)
𝄟🥀🖤 ⃟ꦿ
💚🍃
صبح یعنی رویِ ساحل، زیرِ چترِ بوسهباران
گرمِ خورشیدِ نگاهت، قمریِ مستِ غزلخوان
تا شنیده از لب گل، "دوستت دارم" سر صبح
شد شبِ مستِ زفافِ نوعروسِ شعر عریان
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#صبحآدینهبخیر
💚🍃
قمرے مستِ فلک، دلداده به هامون تو
میگذارد سر به روےِ ساحل کارون تو
لیلے لیلا شدے تا عهد و پیمان نشکنے
ساقے میخانهے مستان ، شده مجنون تو
بوسهباران میکنی با گرمی آغوش لب
شور مهماندارے است، آئینِ مهرافزون تو
نذرکردم مثل تسبیحی، بگردم دور سر
تا به کام دل شود گردونهے گردون تو
کاش مےشد در میان قصهها شعرت کنم
ذهنِ مشغولِ دلِ بیتاب من، مدیون تو
#کبری_رحمتی(بیتاب)
بس که از ذوق هنر میگفتی: ای استاد عشق
رنگِ شعر من شده تصویر آهنگین تو
#کبری_رحمتی(بیتاب)
ساقی و جامِ شرابی، یا گلاب قمصری
با نوای لحن موسیقی جان، دل میبری
#کبری_رحمتی(بیتاب)
من صدایِ پیک مستان را شنیدم نیمهشب
با جمال عشق میگفت: خستهام از فاصله
#کبری_رحمتی(بیتاب)
سوالی نیست غیر مشکلِ دل
که راهحل ندارد مانده در گِل
#کبری_رحمتی(بیتاب)
روز روزِ روشنش، چشمان خواب آلودهایم
تایمآموزش که شب باشد دگر واویلتا
#کبری_رحمتی(بیتاب)
🔻 #کربلاطریقالمسجدالأقصی
مابین طلوع فجر، عشق امضاء شد
تعقیب نماز صبح، جان، تنها شد
راهے که از آن قافلهے نور گذشت
بعد از گذر هزار سال، احیا شد
آوای گلوے حق، شد"هل من ناصر"
🏴 برخیز! که کل یومٌ عاشورا شد
صحرایِ بلا به وسعتِ تاریخ و...
تقویم، ورقپارهے بیتقویٰ شد
غزٓه شده کربلاے در خون خفته
پیوسته به خاک و خون، کشیدنها شد
باید همه با هم به فلسطین برویم
دروازهاے از نور خدا پیدا شد
تا روز مؤاخذه نداریم مهلت
امروز زمانِ ابتلاے ما شد
مُهر از لبِ بسته، وا کنید! با لبیک...
دل از سر و سامان بکنید...حالا شد
لبتشنهےِ کوثرِ ولایت!...مژده
انصارحسین عازمِ حیفا شد
فرمان به جهادِ فیسبیلالله داد
بیتابِ طریقِ مسجدالاقصی شد
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#طوفان_الاقصی| #قدس | #غزه
#ایران | #همه_با_هم_برای_فلسطین
#فتح_خون