خواهشی دارم من از چشمانِ رویِ ماه تو
از دلِ تاریکِ شبها، پرده برداری بس است
#کبری_رحمتی(بیتاب)
دلبرم با پنیه سرها را بریده بیهوا
رقصِ این شمشیر را، ردِّ قلم، گم میکند
#کبری_رحمتی(بیتاب)
پایِ رفتن را به دستِ بند اجباری بس است
بعد او از چشمِ معصومش، طرفداری بس است
#کبری_رحمتی(بیتاب)
پیکِ غم آورده پیغام به شیدایی نور
شب هوای صبح را در سر نگهداری بس است
#کبری_رحمتی(بیتاب)
شعرهای من به دردِ عمههایم هم خورد
ماست مالی کردن اشعارِ درباری بس است
#کبری_رحمتی(بیتاب)
این دلِ بیصاحبم را بردی صاحب شدی
لاشهی قلبِ مریضش را نگهداری بساست
#کبری_رحمتی(بیتاب)
یوسفم برخیز و غرق ارغوان کن! سایه را
ماهِ شوریدهدلان، ابرازِ دینداری بس است
#کبری_رحمتی(بیتاب)
ناگهان خشکش زده زنبور بر لبها تو.
دلبخواهِ مردمانِ کوچهبازاری بس است
#کبری_رحمتی(بیتاب)
کنج سینه یک دلِ بیتاب داری مثل من
برملا کن رازمان را، آبرو داری بس است
#کبری_رحمتی(بیتاب)
یک ملاقات خصوصی دست و پا کن با دلم
عامیانههای جنسِ کوچهبازاری بس است
#کبری_رحمتی(بیتاب)