#امام_زمان_عج_مناجات
چه می خواهد لب تشنه به غیر از لطف بارانی
چه می خواهد شکسته دل به غیر از چشم گریانی
شب طولانی و تسبیح و سجاده چه می چسبد
بهار زود هنگامند ، شب های زمستانی
توکل بر توسل کن توسل بر توکل کن
در این دنیای حیرانی در این دریای طوفانی
اگر تا شام می خندی اگر تا صبح می خوابی
تو از مردن چه می فهمی تو از برزخ چه می دانی
اگر آشفته ات کردند یعنی لایق وصلی
به او نزدیک تر هستی زمانی که پریشانی
نیاز مستمندان را بنه بر دیده ی منت
مباد آنکه بگیرد دامنت را آه انسانی
خلاصه بار باید بست یا امروز یا فردا
مده از کف مجال این دو روزی را که مهمانی
من و پروانه در آغوش هم تا صبح می سوزیم
که با این سوختن روشن شود کنج شبستانی
مرا هر وقت می دیدی گریبان پاره می دیدی
از اول نیز می آمد به من پاره گریبانی
به دامان تو دست انداختم شاید که این دفعه
بگیرد دامنت دستی از این آلوده دامانی
به جز تو جور عاشق را کسی گردن نمی گیرد
خطایش را زلیخا کرد یوسف گشت زندانی
اگر چه گریه ی هجران ، شکسته می کند ما را
ولی از آب پیشانی است بهتر چین پیشانی
به لطف گریه کار طفل بهتر راه می افتد
چه بهتر بیشتر از دیگران ما را بگریانی
گره هایی ست در عالم که بی تو وا نخواهد شد
نمی آید به کار این گره ها هیچ دندانی
دگر فرقی ندارد جمعه و شنبه فقط برگرد
گرفتاریم ما از دست این هجران طولانی
پشیمان می شود آن که برای تو نمی میرد
”چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی“
در باغ شهادت را به آه نیمه شب وا کن
اگر خون جگر خوردی تو هم جزو شهیدانی
خبر داری که تو رفتی ، به کوچه گردی افتادم
به من از تو فقط هجران رسید آن هم چه هجرانی
همه با دامن آتش گرفته رو به گودالند
عجب شام غریبانی عجب شام غریبانی
سر پیراهن تو گریه ی ما را در آوردند
میان این همه کشته چرا تنها تو عریانی ؟
شاعر: علی_اکبر_لطیفیان
eitaa.Com/Asheghane_hazrat_zeynab
مداحی عاشقان حضرت زینب سلام الله علیها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#سرود_ولادت
#حضرت_عسگری_علیه_السلام
ویژه استفاده ذاکرین اهل بیت علیهم السلام
اثر حاج مجتبی صمدی شهاب
روشن شد آسمونا
عرش حق شده زیبا
داده امشب خداوند
حسن دوباره ای به زهرا
خورشیده برق چشماش
چون دریای لطف دستاش
مثل نسل بزرگش
کوه نمکه جمال زیباش
خدای عشق و دلبری اومده
چه نگاری چه محشری اومده
ماه خوش چهره عسگری اومده
یا حسن یا سیدی یا مولا
،،،،،،،،،،
لطف در جریانه
عشق در فورانه
پرچمش توی اوجه
آخه پدر امام زمانه
خودش ماه پسرش ماه
خودش شاه پسرش شاه
برای این دو آقا
همگی بگید هزار ماشاالله
شه وشهزاده هستن این دو دلبر
میرسه نسل پاکشون به کوثر
تو رگاشون جاریه خون حیدر
یا حسن یا سیدی یا مولا
،،،،،،،،،،
باید غصه جواب شه
خونه غم خراب شه
عیده ما وقتی ه که
امام زمان پا به رکاب شه
مهدی روح بهاره
امیّد روزگاره
دوران پادشاهیش
حکومت تیغ ذوالفقاره
می میره هر خزونی با بهارش
همه عالم میشه در اختیارش
لافتی الا علیه شعارش
یا حسن یا سیدی یا مولا
،،،،،،،،،،
🎤میلاد اباالمهدی امام حسن عسکری علیه السلام
#به نفس سید مجید بنی فاطمه
الا که موسم شادی و همدلی آمد
زمان ناد علیاً سینجلی آمد
زمین سامره را سینه منجلی آمد
دهم ولی ِّخداوند را ولی آمد
که دومین حسن از چهارمین علی آمد
بر آن علی به گل روی این حسن صلوات
وَلیِّ ذات خدا شاهِ انس و جان است این
جهان جان نه، که جان همه جهان است این
چراغ اهل زمین، ماه آسمان است این
به جسمِ شرع و تنِ اهل دین روان است این
امامِ ما، پدرِ صاحب الزمان است این
بر آن امام و بر این صاحب زمن صلوات
چراغ دیده رخ دلربای این پسر است
تمام عالم خلقت برای این پسر است
چو ذات حق به دلِ خلق جای این پسر است
دلِ شکسته دلان آشنایِ این پسر است
سخن اگر به مدیح و ثنای این پسر است
به صفحه و قلم و منطق و سخن صلوات
وزیده بوی گل مهر او ز هر چمنی
نیافریده خداوند همچو او حسنی
خوشا زبان و خوشا منطق و لب دهنی
که در ثنای وجودش برآورد سخنی
به یادِ رویش هر جا که هست انجمنی
سِزَد که خلق فرستد بر انجمن صلوات
سلام خلق و درود خدا به جان و تنش
فدای لیله ی میلاد و صبح آمدنش
جمال آینه ی ذات حیّ ذوالمننش
به باغ وحی دمد بوی گل ز پیرهنش
وجودِ مهدی موعود سَرو نسترنش
به باغبان و بر این سَرو نسترن صلوات
ز پرده چهره چو بیپرده همچو ماه نمود
دل امام دهم را به یک کرشمه ربود
شهادتین ز لبهای جانفزاش سرود
به فاطمه به علی بر ائمه گفت درود
سپس بخواندن قرآن، دهان چو غنچه گشود
به آیه آیه ی قرآن بر آن دهن صلوات
خدا ستوده به قرآنِ خود عیان او را
رسول خوانده امامِ جهانیان او را
ستوده حجّت حق، صاحب الزّمان او را
پدر گرفته در آغوش خود چو جان او را
نهاده بوسه به حُسنُ و لب و دهان او را
بر آن لبی که ورا گشته بوسه زن صلوات
سلام باد به جان و درود بر بدنت
روانِ عیسی مریم ز فیض پیرهنت
هزار موسیِ عمران به طور هم سخنت
نشانِ بوسه ی داود بر لب و دهنت
گرفته یوسفِ صدیق، جان ز فیض تنت
تو را ز جمله نبیّین به جان و تن صلوات
ز آب جوی تو خضر وجود رخ شوید
به شوق کوی تو پیر طریق ره پوید
زمان به گردش خود گردد و تو را جوید
بهشت لاله ی خود از دم تو میبوید
ز زلف پُرشکنت عطر تازه میروید
به عطر تازه آن زلف پُرشکن صلوات
خوشا دلی که بود باغِ جنّت غم تو
خوشا گلی که گرفته است فیض از دم تو
دل هزار سلیمان اسیر خاتم تو
سلام بر تو و بر مهدیِ مُکرّم تو
ثنای تو است نه تنها به نظم «میثم» تو
تو را ز پیر و جوان و ز مرد و زن صلوات
شاعر :
استاد غلامرضا سازگار
فایل صوتی👇
یوسف زهرا
دیگه مادر دوا درمون نمی خواد
دیگه مادر دوا درمون نمی خواد
وقت رفتن دیگه مهمون نمی خواد
کسی نیستش به مادر سر بزنه
این شکسته پر می خواد پر بزنه
جوجه هاشو توی آغوش می گیره
این کبوتر دم مرگ میمیره
دخترم رسم زمونه همینه
نذاری شکستنتو ببینه
بعد من مادر این خونه تویی
شمع این سه چار تا پروانه تویی
جلوی چشم بابا گریه نکن
پیش چشم بچه ها گریه نکن
دیگه مادر دوا درمون نمی خواد
وقت رفتن دیگه مهمون نمی خواد
دیشب از شب تا سحر گریه می کرد
واسه غربت پدر گریه می کرد
دل شب برای ما دعا می خوند
نفسی نداشت و بی صدا می خوند
به دور از چشم تموم بچه ها
واسه من روضه کربلا می خوند
دخترم تو قتله گاه به جای من
یوسف زهرا
شب سوم محرم 1397 🏴
سبک واحد
حاج حسن خلج 🎤 🎤 🎤
نیمه شب شده و خواب پريشان دارم
همرهِ خود به لبم ذکر پدر جان دارم.
بی جهت نیست که اندوه فروان دارم
خواب دیدم که سری را روی دامان دارم
(دیدم آن سر سر باباست خدا رحم کند
عمه هم گرم تماشاست خدا رحم کند) 2
شام هر تَل پر از سایه اهريمن بود
تا که از خواب پریدم همه جا روشن بود
سر نورانی بابا به روی دامن بود
چشمهای پدرم خیره به چشم من بود
تا که چشم به سر افتاد زبانم وا شد
لیله قدر من امشب چقدر زیبا شد 2
دیدم آن سر سر باباست خدا رحم کند
عمه هم غرق تماشاست خدا رحم کند
کمی آغوش بگیر این بدن لاغر را
تا که احساس کنی لاغری پیکر را
مینگارم ز سر سوخته خاکستر را
از چه با خویش نیاوردی انگشتر را
چقدر روی کبود تو به زهرا رفته
بس که چوب از لب دندان تو بالا رفته2
▪️
▫️▪️
◾️▫️▪️
◽️◾️▫️▪️
#شب_سوم_محرم
#واحد
#حاج_حسن_خلج
|⇦•ای به شهرری مزارت..
#مدح_خوانی ویژۀ میلاد حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام _ حاج امیر عباسی•✾•
┅═┄⊰༻🌼༺⊱┄═┅
ای به شهرری مزارت رشک جنات النعیم
آیت عظمایِ حق نَجلُ الحسن عبدالعظیم
آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت
منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم
هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف
هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم
قبلۀ دل کعبۀ اهل ولایی نی عجب
گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم
در پی احیای دل کار مسیحا می کند
بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم
زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین
خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم
شهر ری تا متکی بر آستان قدس تواست
تا قیامت نیستش از فتنۀ بیگانه بیم
نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند
دامن طفل یتیمی را پر از در یتیم
چارمین نجل کریم اهلبیتی میتوان
هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم
لاله سر آورد از شعلۀ سبزش برون
باد اگر خاکِ حریمت را بَرد سویِ جحیم
شاهراه زائرت اناهدیناه السبیل
چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم
کشور ایران سپهری کش تو عیسای مسیح
شهر ری چون طور سینا و تو موسای کلیم
بر مشام جان هد در هر نفس عطر حسین
هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم
اینکه من امروز می گردم به دور تربتت
مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم
دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین
یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم
هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد
در ثواب زائران کربلا گردد سهیم
خورده از اول «میثم» گره بر مرقدت
وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم
یا حضرت عبدالعظیم ..
دستِ منو دامانِ تو
فقرِ منو احسانِ تو
دردِ منو درمانِ تو ..
یا حضرت عبدالعظیم .