فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حَسبُنا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل✨
دلم میسوزد
و کاری از دستم بر نمیآید😒
#فلسطین🤍
نهال❤
*▷ ◉────(๑˙❥˙๑)──── ♪ ✨﷽✨ _پست _۳۹ _نویسنده_نهال.
*▷ ◉────(๑˙❥˙๑)──── ♪
✨﷽✨
_پست _۴۱
_نویسنده_نهال. _مصیبتی_با_شکوه_به_نام_عشق
مامان _پدر دختری جا قحط بود برای حرف زدن رفتید تواون سرما نشستید. حمید پاشوبیوتوالان سرما میخوری ...نهال تو هم زودتر بیو امیرعلی چند بار برات زنگزده.
مادرم پنجره رابست
_زود باش بابا بریمتوکهمامان کفریه.
خنده کنان وارد خانه شدیم.
اهورا وایمان باهم سرگرم بازی بودند،ایمان اهورا را روی کولش سوار کرده بود وباهاش بازی میکرد.
بابا کتش رابیروناورد ونزدیکشومینهرفت.
_آی قربونجای گرم
مامانگوشی بهدست سمتمنامدوگفت :
شما دوتا مختونتاب برداشته رفتید وسط حیاط نشستید.بگیرگوشیتو نهال پسر بیچاره ده بار زنگ زد.
گوشی رااز مادرم گرفتموجواب دادم.
_الو.
صدای امیرعلی _کجایی تو ...رفتی خونه بابات منو یادت رفت.
وارد اتاق ایمان شدمودررابستم.
_سلام.
_علیک سلام. لااقل یه پیاممیدادی دلمتنگشده.
_منم دلمتنگشده عشقم.
_بیام دنبالت خواستی برگردی خونه حاج سهراب.
_با ماشین خودم اومدم.
_خب با راننده میرفتی ،تا من بیام دنبالت ،یه کمسیاست به خرجبده تا بیشتر بتونیم همو ببینیم ،ناسلامتی منوتو زن وشوهریم ،بخدا من طاقت دوری ندارم ...میگمنهالی من....
باصدای مهیب جیغ وگریه اهورا نفهمیدم چه طور گوشی را رها کنم وسمت سالن بدوم.
اهورا را بابا بغل کرده بود،درحالی از گریه ودرد ضعف کرده بود.
مامان وایمان هم ترسیده به اهورا نگاه میکردند.
مامان نگران بود و ایمان هاجوواجمانده بود.
مامان _چرا پریدی پسرم. کجات درد گرفته.
بابا هم قربونصدقه اش میرفت.
_قربونتبرم بابا آروم باش آروم چیزی نیست
من هم هراسان سمتشان رفتم و اهورا رواز آغوش بابا گرفتم
_چی شد بابا ؟چی شده ؟
ایمان با ناراحتی گفت :
_از بالای اپن پرید ...
با دیدن صورت زرد شده و گریه اهورا عصبانی لب زدم.
_اخهاپن به اون بلندی چرا پریدی.
ایمان _تقصیر منمبود نباید میزاشتمش رواپن.
_نه بابا تقصیر تو چرا.
روی مبل نشستم وسعی میکردماهورا رو آروم کنم. مامان با لیوان آب قند به سالنبرگشت
کمی از آب قند به اهورا دادیم ارام نمیگرفت
بابا کنار پای اهورا نشست ونگاهی به پایش انداخت.
_فککنمرباطش کش آورده باید ببریم درمانگاه.
ایمان _منحاضرمیشم ببریمش بیمارستان.
بابا اهورا روبغل کرد.
_میبریمش توماشین.
منمیرم کیفموبردارم.
داخل اتاق مادرم شدمکیفم روبرداشتم. دنبال گوشی ام گشتم وتازه به یاد آوردم که در اتاق ایمان است.
همین که سمت اتاق ایمان رفتم
ایمان صدایم زد.
_نهال زود باش.
بی خیال گوشی شدمو سوار بر ماشین با ایمان راهی بیمارستان شدیم.
تمام مسیر تا بیمارستان اهورا یک لحظه هم ارامنگرفت ،طفلی پسرم درد بدی را تحمل میکرد.
عصبانی بودم از دستش که چرا از روی اپن پریده.
بی تاب اشکمی ریختم و سرش نق میزدم .
_چرااز روی اپن پریدی،مگهصددفعه بهتنگفتماز هیچ جای بلندی نپر.
از طرفی همدلمبرایش میسوخت قربان صدقه اش میرفتم.
_قربونتبرم مامان ،درد وبلات بیاد واسه من.الهی منبمیرم
ایمان _خدانکنه نهال ،شرمنده تقصیر منم بود.من باید میگرفتمش حواسم پرت حرف بابا شد.
ته دلم از دست ایمان همکفری بودم ،او اهورا را سرگرم کرده بودوبه بازی گرفته بود که اخر سر به پریدن از اپن ودرد پایش خطم شد.
اما چنان شرمنده بود که دلم به حال او هممیسوخت.
°•○● پارت بعد حدودا ساعت ۶ عصر●○•°
فصل دوم با ۴۰۰ پارت اماده هست قیمت ۶۰ هزار تومن 😍
به ازاده جون پیام بدید
@AdminAzadeh
لینک قسمت اول
https://eitaa.com/Asheghanehhayman/13943
❤️❤️❤️
❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#عضوجدیدامدبزارینچایبدم😜🤣
دوستانڪانالروبه
اقواموآشنایانوسایربستگانمعرفیکنید🥺
اصلافکرکنیدکانالخودتونهمنوشمنداریم
ماهمهباهمرفیقیم😂
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
7.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به تو فکر میکنم !!!🌸🍂
مثل هوایِ پاک در میان نفس هایم ،
مثل یک دوستت دارم در میانِ بوسه هایم ،
و مثل باران در میانِ لمسِ دست هایت میانِ
کویرِ تشنه یِ تنم ،
که تمامَم را عاشقانه زندگی می بخشد .
به تو فکر میکنم...🌸🍂
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
#چشمانت❣
تنها ویروسے است❣
ڪہ واگیر ندارد❣
ولے درمان هم ندارد❣
یڪ درد بےدرمان است...😍😘💕❣💕
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸🍂و با چه قِید بگویم
که دوستَت دارم؟!
که تا ابَد،
که همیشه
که جاودان
که هَنوز 🌸🍂
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
نبودنت
فنجانی خالیست
فرقی نمی کند
در آن چه بریزم
چای
قهوه
یا اشک ...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
عاشق که باشی...
سطر به سطرِ کتابِ درسی ات ،
میشود :
" #شعرِ_عاشقانه "😍
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حجت اشرف زاده
دلم گریه میخواد کجایی😔
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
.
هر کاری را باید از #اول صبح شروع کرد!
مثل #دوست_داشتن تو
من برای دوست داشتن تو
صبحها که سهل است،
#عمری است
#جانم را کنار گذاشتهام...
❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
.
روى "لبخندت" مكث كن...
چند ثانيه فقط
بيا جاى من و
زل بزن به خودت...
ميبينى؟
عجيب ديوانه ميكند آدم را
❣
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman