7.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
🌻اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ...
ߊَܠܠّܣُــܩَّ ࡃَܥܼـِّـܠܙ ܠِࡐَܠࡅِّ࡙ــܭَ ߊܠܦَ̇ــــܝَܥܼܢ
#فلسطین🤍
9.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌞 خوبِمن صبحِ دلانگیزت بخیر
🍁 ماه آبان است و پاییزت بخیر
🌞 صبحِ زیبا و هوایى دلفریب
🍁 بویِ پاییزِ گلریزت، بخیر
🌤 سلام رفقا صبح پاییزتون بخیر🍁🍂
#صبح 🤍
✾࿐ᭂ༅•❥🌺❥•༅ᭂ࿐✾
نهال❤
*▷ ◉────(๑˙❥˙๑)──── ♪ ✨﷽✨ _پست _۵۵ _نویسنده_نهال.
*▷ ◉────(๑˙❥˙๑)──── ♪
✨﷽✨
_پست _۵۶
_نویسنده_نهال. _مصیبتی_با_شکوه_به_نام_عشق
به اتاق اهورا رفتم وبهگفته اهورااسباب بازی های جدیدش را در قفسه ها وگوشه کنار اتاقش جا دادم.
دست نوازشی بر سرش کشیدم و گفتم :
_گشنتنیست پسرم.
اهورا دستش را روی شکمش گزاشت وگفت :
_آخمامان گفتی خیلی
خب منمیرم به طاهره خانم بگمیه چیزی برات بیاره
همین که سمت در قدم برداشتم ،متوجهنفس نفس زدن طاهره خانم دمدر ایستادم.
طاهره خانم یکویلچر در دست گرفته بود واز پله ها بالا اوردوسمت اتاق اهورا قدم برداشت.
طاهره خانم _وای خداااا...چه سنگینه.
سمتش رفتم و کمک کردم ویلچر را دمدر اتاق باز کنیم.
_بزار کمکت کنم طاهره خانم. این ویلچر دیگه چیه
طاهره خانم دست به کمر شد نفس عمیقی بیرون دادوگفت :
_وای کمرم برید ...خب این چه سوالیِ میپرسید نهال خانم ،خوبه خودتونممیگید ویلچر دیگه
_خب آره ولی واسه چیه ؟یعنی منظورم اینه واسه کیه ؟
طاهره _معلومه دیگه برای آقا اهورا پسرتون
از حرف طاهره خانم عصبانی شدم و گفتم :
_بعنی چی ؟اصلا خوش ندارم اهورا روی این ویلچر بشینه ،ببرش پایین
طاهره _اما آقا گفتن ....
_همین که گفتم
حاج سهراب _وقتی طاهره خانم میگه آقا گفتن دیگه توچرا مخالفت میکنی ......چرابااین ویلچر مشکل داری.
با شنیدن صدای حاج سهراب که عصا زنان از پله ها بالا میرفت گفتم :
_آخه حاجی .....دلمنمیاد بچم روویلچر بشینه مگه زبونم لال فلجه همش واسه یه ماه ویلچر به این گرونیوگرفتید برای چی ؟
حاج سهراب با تندی گفت :
_چهزوددهنت عادت کرد بگی حاجی ......
وبا لحن ارامتری ادامه داد .
_تا همین چند ماه پیش آقا جون صداممیزدی ...البته خب حق داری تو دیگه عروس اینخونه نیستی
تا آمدم لب باز کنم گفت :
_به هرحال اینویلچر برقی برای اهوراست ،تا راحتتر بتونه بره بیاد ،حتی قابلیت اینو داره که به نرده ها وصل شه واز پله ها بیاد پایین درعوض اینکه تحمل نداری بچتورواینویلچر ببینی هم یاد میگیری بیشتر مواظبش باشی. ببرش،ببر ویلچرونشونه بچه بده.
حاج سهراب ،دوباره پله هایی را که بالا آمده بود پایین رفت.
چه زود بینمان شکر آب شده بود ،رفتار حاج سهراب زودتر ازان که فکرش راهم بکنم با من بد شده بود حاج سهراب بیشتر از قبل تلخی میکرد ،دیگر عروس اینخانواده نبودم ولی همچنان در عمارتشانبودم ،بخاطر ارزشی که برای حاج سهراب قاعل بودم وبخاطر اهورا و سرسوزنی هم این جا را خانه خود نمیدانستم.
از در باز اتاق اهورا روی تختش دیدمکه سر کجکرده بودومیپرسید :
_این چیه مامان؟
به کمک طاهره خانمویلچر را به داخل اتاقش بردم.
وبرایش توضیح دادم
_ببین پسرم تا یکماهه آینده که پات خوب شه ،برای رفت وامدازاین ویلچر استفاده میکنی
اهورا برخلاف تصورم از دیدن ویلچر ذوق زده شد وخواست رویش بنشیند
به اهورا کمک کردم تا روی ویلچر بنشیند ،در پایین ویلچر یک پایه داشت که پای گچگرفته اش را روی آن قرار میداد.
رو به طاهره خانم گفتم :
_طاهره خانم ،اهورا گرسنش بود غذاشومیارید اتاقش
قبل ازان که طاهره خانم باشه ای بگوید ،اهورا گفت :
_الان که دیگه بااین ویلچر رفتوآمد راحت تر شده میخوامبرماشپزخونه واونجا شام بخورم فقط بهمبگوچه طور باهاش کار کنم.
دسته های پشت ویلچر روگرفتم.
_فعلا من میبرمت تاکار کردن باهاشون یاد بگیری فکر نمیکنم زیاد سخت باشه.
طاهره خانم _صبر کنید خانم من میبرمش
_باشه
طاهره خانم ویلچر اهورا را هول داد وبرد.
من هم سمتاتاقمرفتم ،در اتاقمرا باز دیدم.نهال کامل شده توی وی ای پی، با ۶۰ تومن یه شبه همه ی قسمت های رمان رو تا اخر بخون 😍
به ازاده جون پیام بدید
@AdminAzadeh
لینک قسمت اول
https://eitaa.com/Asheghanehhayman/13943
❤️❤️❤️
❤️
باز صبح شده
ودوست داشتن تو
با جان ودل آغاز میشود
صبح بخیر🌼
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
هیچ حسی
مثل اون اولین باری که
دستمو گرفتیو دلم لرزید
قشنگ نیست...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
نیازمند یه خبرخوب که
با شنیدش از خوشحالی
گریه وخنده قاطی شه...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
دلت برای من تنگ خواهد شد
الان نه
اما تماشا کن...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
بودنت برای من قوت قلبه
پس همیشه پیشم بمون...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
ترجیح میدهم
به ذوق خویش دیوانه باشم تا به میل دیگران عاقل...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
تو همان تار مویی هستی
که اگر از سرجهان کم بشود
میمیرم...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
زندگی زیباتر میشود
اگر به اندازه تمام برگ های پاییز
حال خوب را برای یکدیگر ارزو کنیم...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
دلبری کردن همیشه
کار انسان ها که نیست
گاه گاهی استکانی چای هم
دل میبرد...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman