ابرها فکر تو بودند که باران آمد :)
#مژگان_عباسلو
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
تفکر مایه آرامش:
تلخ کنی دهان من،
قند به دیگران دهی...
نم ندهی به کشت من،
آب به این و آن دهی...
#حضرت_مولانا
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸میگویند خیرات برای رفتگان
🌾مثال نسیم خنکی ست که
🌸در هوای داغ
🌾به صورت انسانی می وزد
🌸به همین لذت بخشی
🌾و به همین لطافت
🌸در این پنجشنبه تیرماه
🌾به یاد آنهایی
🌸که دیگر تکرار بودنی نیستند
🌸بفرستیم هدیه ای
🌾به زیبایی فاتحه و صلوات
روحـشان شـاد💐
ای دلِ غمدیده
حالَت بِه شود
دل بَد مَکُن . . . . .
#حافظ
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
تفکر مایه آرامش:
سخت نازک گشت جانم
از لطافتهای عشق
دل نخواهم ،جان نخواهم
آنِ من کو آنِ من؟
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
چه حال خوبيست
هواى دو نفره
دستهاى دو نفره
يك آهنگ دنج و
جاده يك طرفه
من باشم و تُو باشى
و
دوست داشتنى كه
تمام نشود
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
"عشق من" :♥️💍
همان دست های مهربان توست،
آغوش پر مهرت،
و دوستت دارم هایی که
هر روز می گویی
و سرنوشت
درست از همان جا
برای من شروع می شود...🤍✨🍃
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
تو خیلی برام قشنگیا
یعنی خیلی برام زیبایی
اصلا تعریف من از زیبایی یعنی وجود تو
میدونی داشتنت مثل جاری بودن
مورفین تو رگایِ یه مریض بدحاله؟!
نمیگم حالم بده ها اتفاقا خیلی حالم خوبه ولی وقتی هستی خوب ترم
وقتی هستی حالم بهتره
وقتی هستی آروم ترم
اصلا بودنت یعنی دلگرمی
دلگرمی زیبایی که به
تمام پوچی های دنیا می ارزه
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
هدایت شده از گستردهتبلیغاتیترابایت
دنبال یه دستور العملی که زود به مقصود برسی⁉️
اگه هستی بیا دنبالم 👇👇👇👇
یه دستور العمل از شیخ رجبعلی خیاط دارم👌🏻
سهل و آسون بدون ریاضت کشیدن 👇
http://eitaa.com/joinchat/2359754752C98f03ca37a
دستور العمل رو اینجا سنجاق کردم 🔺
نهال❤
قسمت808 چند روزی میشد حالِ چندان خوبی نداشم، ازوقتی اومدیم به هند، گاهی دلدردای ریزو عجیبی میگیرم.
. قسمت809
تمام ساعتی که توی دانشگاه بودم با شوق وذوقِ اینکه بارداری درکارنیست، گذروندم باانرژی برگشتم خونه.
ولی همچنان حالت تهوع داشتم.
واردشدم و باذوق به مادرم سلام کردم.
مادرمم جواب سلامم ودادو بعداز عوض کردن لباسام رفتم. توالت که تست بارداری رو به مادرم. نشون بدم
مادرم سریع اومد و تستی رو طرفم گرفت:
_نهال برات تست بارداری گرفتم . زود امتحان کن
تستی که خودم زده بودم نشون دادم و خوشحال گفتم:
_منفی بود ولی حالا تست شماهم میزنم خیتلتون راحت بشه.
کمی بعد بادیدن جواب مثبت تست چشام چهارتا شد.
جواب تست مثبت بود
مامان کتی بامن حرف میزدو من دست وپام میلرزید.
_چی شد نهال تست مثبته؟
سریع تستی که منفی نشون داده بود رو نشون دادم و گفتم نه مامان منفیه.
مامانم هوفی کشید و گفت:
_حیف شد.
بد غافلگیرشده بوم،خدای من چرادرست وقتی که تصمیم گرفتم ازمسیح جداشم. اینم از بخت بد منه دیگه.
غرق افکارم بودم که باصدای تق درزدن مادرم ازجا پریدم. ازافکارم بیرون اومدم.
کتایون_دخترجون باتوام، چیکا میکنی اون تو. نهال.
بالرزشی توی صدام جواب مادرمودادم.
_جانم مامان اومدم.
با مادرم سرمیز نشستم، خیلی عصبی وپریشون. ارزو میکردم ای کاش بارداری درکارنباشه.
اما تست مثبت بودو فردا هرطورشده باید برم آزمایش بدم وقصدداشتم چیزی به مادرم نگم.
روز بعدباهاله رفتم آزمایشگاه ومتاسفانه جواب مثبتی که تست نشون داده بود، درست بود ومن قبل ازاومدنم به هندحامله بودم و خبرنداشتم.
باهاله برگشتیم خونه. توراه برگشت خیلی دمغ از شیشه تاکسی بیرون رو نگاه میکردم. ازاینکه قراره مادرشم ناراحت نیستم، مادرشدن آرزوی هر زنی هست اما سرایط من متفاوت بود .
. تو اوج درس. نمیدونم اصلا میتونم مادرخوبی باشم یانه. اصلا امادگی مادرشدن رو دارم. ازاین گزشته، مسیح، وقتی شوهرخوبی برای من نبود، حتما پدرخوبی هم. نمیتونه باشه.
باناراحتی تو لاک خودم فرورفته بودم که باصدای هاله به خودم اومدم.
هاله_میشه بگی چته؟
_تو نمیدونی من چمه؟
_ببین میدونم شرایط خوبی نداری، ازیه طرف درس ازیه طرف مسیح، وقتی داشتی از شرش راحت میشدی فهمیدی که حامله ای، من بهتراز هرکسی میدونم دوسشنداری، میدونم اون با دروغ تورو تصاحب کرد.
اما یادت نره اون به خاطر عشق وعلاقش به تو پاشو ازدست داد، بابت جواب منفی که به خواستگاریش دادی ترجیح داد بمیره، تااینکه سرطانشو قبل از اینکه هربلایی سرش بیاره خوب کنه وتحت درمان باشه. یادت رفته، میدونم مسیح یه خورده زود گول شیطون رو میخوره، هیچوقت راه درست رو نرفته، پسر سر به راهی نیست، اما اونقدرام بد نیس، هردومون خوب میدونیم دوستداره وبخاطرتو حاضر عوض شه وادم خوبی شه.
_قبلا سعی کردم عوضش کنم اما نشد.
_خب.... خب حق باتوعه. ولی جای بخشش همیشه وجودداره. اونم ازجانب تو که قلب مهربون وروح بزرگی داری.
_خواهش میکنم بااین حرفا خرم نکن، من حتی اگه سعی کنم مسیح رو دوستشداشته باشم و به زندگی باهاش برگردم، مسیح هیچوقت ادم بشو نیست، به هرحال چاره ای نیست جزاینکه طلاق بگیرمو بعدا بگم که نمیدونستم حاملم.
هاله از حرفم عصبانی شدوگفت_. هیچوقت این اشتباه رومرتکب نشو، فکرکردی مسیح سادس حرفتو باورمیکنه که بی خبراز حاملگیت ازش جدا شدی، تو که بهتراز من مسیحو میشناسی اون بااین حرفا گول نمیخوره، ازراه قانونی پدرتو درمیاره بچتم ازت میگیره. کوتاه بیا نهال. چاره ای جز بخشیدن مسیح نداری. یه باردیگه ببخشش. مثل دفعه قبل که فهمیدی بهت راجع به امیر علی وعشقش دروغ گفته. به خاطر بچتون. الان پای یه بچه وسطه وحتما مسیح صدقه سرتین بچه هم که شده ادم میشه.
_بااینکه چشمم اب نمیخوره مسیح عاقل شه اما چاره ای ندارم. باشه دوباره به زندگی کوفتی با مسیح برمیگردم....
هاله_همین امروز زنگ بزن وبهش بگو بیاد هند. اگه بفهمه حامله ای که ازشحالی بال درمیاره.
حرفهای هاله تو ماشین خیلی ارومم کرد.
باورم نمیشه، همه چیز دوباره خراب شد، درست زمانی که به طلاق فکرمیکردم، پای بچه اومدوسط و دوباره مجبور شدم زن مسیح بمونم برای همیشه.
فصل دوم با ۴۰۰ پارت اماده هست قیمت ۶۰ هزار تومن فصل دوم رو بخری فصل اول بهت رایگان داده میشه😍
فقط و فقط با ۱۰ هزار تومن فصل اول رمان نهال رو همین امروز تا آخر بخونید😍😍به ازاده جون پیام بدید
@AdminAzadeh
لینک قسمت اول
https://eitaa.com/Asheghanehhayman/13943
❤️❤️❤️
❤️❤️
6.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﮑﻨﯿﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﻢ
ﺑﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﻮﯾﻢ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺷﻮﯾﻢ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ
ﺩﻭﺭﻩ ﺑﺒﻮﯾﯿﻢ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻟﻤﺲ ﮐﻨﯿﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ
ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ
ﺍﺣﺴﺎﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﺧﻮﺩِ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ
سلام صبح زیبایتان بخیر
روزتون ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﻯ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ
.
💚💚💚