فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مثل باران دل به چشمانت سپردم، بازگرد
هیچکس مانند تو قلب مرا عاشق نڪرد
#امیرعباس_خالقوردے
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
هدایت شده از 💚تبلیغات خصوصی شهید ابراهیم هادی💚
برای فرزندت ؛
🌟دنبال آموزش کاردستی میگردی ؟
🌟 نقاشی آسان میخوای ؟
🌟قصه شب
🌟 انواع بازی های خانگی
🌟انیمیشن
🌟کاربرگهای هوش
🌟 کلیپ های جذاب کودکانه
یه سر به ما بزنید ، منتظرتونیم 😉👌
#مجله_کودک_من👇
https://eitaa.com/joinchat/1041956889C1850b9f34a
نهال❤
برای فرزندت ؛ 🌟دنبال آموزش کاردستی میگردی ؟ 🌟 نقاشی آسان میخوای ؟ 🌟قصه شب 🌟 انواع بازی های خانگی
بهترین کانال کودک توی ایتا👆👆👆👆
از دستش ندید👌😉
@koodakman
دیده را فایده آن است
که «دلبر» بیند ..!
#حضرت_سعــــدی
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
هدایت شده از 💚تبلیغات خصوصی شهید ابراهیم هادی💚
⭕️فقط با یک دوره مصرف جوانه گندم صورتت تپل میشه 😳😳⁉️
🔥❌باورتون نمیشه من صورتم خیلی لاغر بود طوری که هر کجا میرفتم مهمونی بهم میگفتن لاغر مردنی آخه اینم شدحرف😔
مثل معجزه بود برام 😃وقتی بعد دوهفته رفیقام منودیدن چشاشون اینطوری👀 شد
✅اگر توام میخای سه سوته تپل مپل بشی😜 حتما عضو این کانال شوو 👇🏼
بدوووو🏃♂️🏃♂️🏃♂️تا برش نداشتممم
:
https://eitaa.com/joinchat/3745186448C9417b6195b
ای آرزوی دیده، دلم در هوای "توست"...
#امیرخسرو_دهلوی
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
«چون بیش از حد صبوری، گمان کردند که هیچ چیز را احساس نمیکنی...»
╭☆°𝓻𝓪𝓱𝓐𝓻𝓪𝓶𝓮𝓼𝓱°☆🍃🌿🕊🍃
|
╰─┈➤@Rahe_Aramesh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خدای خوبم
شکر که امروز هم گذشت
در کنار نگاه مهربانت
در کشاکش لحظههای روزگار
حضورت مایه آرامش است
و برای ما همین هست که
دل به تو سپردهایم
و میدانیم ما را به جایی میبری
که بهترین است برایمان
الهی یاریمان کن
تا دلهایمان را خالی کنیم
از هر چه بدون عشق توست
خدای خوبم فردایی سراسر
مهر و عشق برایمان بساز
تا پر شویم از عشق بی پایانت
و عشق بیفروزیم در دلهای بندگانت
شـ🌙ـب بخیـر
همـراهـان همیشگی🌟
33.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دَر فِراقَت چَشمهایَم
غَرقِ باران میشَوَد . .
عاشِقِ هِجران کِشیدِه
زود گِریان میشَوَد!(:💔"
اَلسَّلامُعَلَیْکَیٰااَبٰاصٰالِحالمَهدۍ
#صبحتونمھدوے🤍
ظهور=نجاتبشریت
5.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا رب از پنجره روزگار
به درخت عمر که مینگرم
خوشتر از ياد و نام زیبایت
ثمری نيست🌸🍃
روزمان را با نام و یادت
و توکل به اسم اعظمت آغاز میکنیم
به امید خودت🍃🌸
ای مهربانترین مهربانان
#صبح🤍
•━━━━•|•♡•|•━━━━•
⊰ • ⃟❤️྅ @gharghate ⊰ • ⃟❤️྅
نهال❤
*▷ ◉────(๑˙❥˙๑)──── ♪ ✨﷽✨ _پست _۱۱۱ _نویسنده_نهال.
*▷ ◉────(๑˙❥˙๑)──── ♪
✨﷽✨
_پست _۱۱۲
_نویسنده_نهال. _مصیبتی_با_شکوه_به_نام_عشق
با پرسیدن سوالم جاخورد. دستش رااز روی شانه ام برداشت وگفت :
_نه
_نه خیلی غیر طبیعیه ،راستشو بگو ...قرار بود دروغ نداشته باشیم ...آخه تو یه مرد ایده آل بودی وچشم خیلی ها دنبالت بود. چرا نمیخوای اعتراف کنی که بعد ازمنهم عاشق شدی ؟
امیرعلی خیره بهچشمهایشگفت:
_چونهیچکس برای من تو نشد. من به این جمله ایمان دارم که هیچ عشقی تو دنیا عشق اول نمیشه نهال. بعد از تو اگه کسی تو زندگیم بود یا زیادی شبیه به تو بود یا عشقمون فقط یه سوء تفاهم وعشق زودگذر بود. باور کن. من میرم لباساموعوضکنم.
امیرعلی از جابلند شدوبع طبقه دوم رفت. ایلیا و الیسا خیلی زود به طبقه پایین آمدند. به آشپزخانه وپیش سارا رفتنتد. ازاین که بعد از آن همه سال باز هم صدای بچه دراین عمارت میپیچید خوشحال بودم. از جابلندشدمواز سر کنجکاوی به طبقه دوم رفتم. از پله ها بالا میرفتم و به قاب عکس های خانوادگی که در مسیر بود نگاه میکردم. به طبقه دوم که رسیدم دوباره خاطراتم زنده شد .سمتاتاق امیرعلی رفتم کنجکاو بودم بدانم بعد از سالها تنفس همان اتاق سابق است با تغییرش داده. دراتاق با بود وامیرعلی را میدیدم که با تلفن حرف میزند. پشت به من بود با خوشحالی بهاتفاق نزدیکشدم ،از درباز لبه وسایل اتاقش نگاه کردم. با دیدن عکس خودم کنار عکس ساغر خانم وسارا خانم خیلی خوشحال شدم. این خودش یک ضمانت بود که بفهمم بعد از سالها هنوزهم عکس منرا دارد وعشق من را در خود زنده نگه داشته است. بی آنکه متوجهم شود قدمی آرام در اتاق بزرگش گزاشتم ومت.جه عصبانیتش با مخاطبی که از پشت تلفن بااو بحث میکرد شدم
امیرعلی_به تو مربوط نیست که چرا بهت زنگ نزدم.چرا به من زنگ زدی؟ اون جا آمر یکاست والان شبه بعدشمچه دلیلی داره به تو زنگ بزنم. داری بخاطر بچه از خدا فراتر میری ...چی داری میگی ؟
_امیر.
از حرف هایش هاج وواج مانده بودم. همین که اسمش را صدا زدم سمتم چرخید و تماس تلفنی اش را قطع کرد. کاملا مشخص بود با ورود ناگهانی من به اتاقش حاخورده اما خیلی زود خودش را جمعوجور کردوگفت :
_آ ...عزیزم تو این جا چیکار میکنی ؟
_چیه ناراحت شدی ؟
_نه چرا ناراحت شموفقط ترسیدم متوجهت نشدم کی اومدی
_داشتی با یه نفر حرف میزدی. ببینم این تماس از امریکا بود
آب گلویی قدرت داد و همین که دهانش را باز کرد مجال حرف زدن به او ندادم.
_خب چی داری بکی؟توکهنمیخوای بازهم دروغ تحویلم بدی ؟مطمعنم این تماس از امریکا بود چونخودت گفتی این موقع تو آمریکا شبه و کی این وقت شب برات زنگ زده. بگی که اون شخص مادرت بود بااین عصبانیت با مادرت حرف بزنی ویکی که چرا بهت زنگ زده. چیزی هست که پنهون کرده باشی.
امیرعلی _نه
_چرا دروغ میگی ؟
امیرعلی _من دروغ نمیگم،شده تاالان از من دروغ بشنوی؟
از حرفش عصبانی تر شدم سمتدررفتمودررابستم. به طرفش برگشتموگفتم :
_آره شده. اول این که کاملا مشخص بود گوشیتو از عمد جا گذاشتی ،چرا ؟
امیرعلی_چون سر جریان اونروز خیلی از دستت عصبانی بودم و میخواستم تلافی کنم. ببخشید.
_سایدم به کارای مخفیانه ای تو آمریکا داشتی کهمناکه بهت زنگ میزدم سر درمیاپردم وجا گذاشتن گوشیت دلیل خوبی برای جواب ندادنت بود.تو بازهم بهم دروغ گفتی والان لازمه که به روت بیارم.وی ای پی تخفیف خورد 😍 نهال کامل شده توی وی ای پی، با ۵۰ تومن یه شبه همه ی قسمت های رمان رو تا اخر بخون 😍
به ازاده جون پیام بدید
@AdminAzadeh
لینک قسمت اول
https://eitaa.com/Asheghanehhayman/13943
❤️❤️❤️
❤️
می گویی "دوستت دارم"
هوا بَرَم می دارد…
سبک می شوم…
می شوم پَر قو…
آن قدر بالا می روم که …
آسمان آغوش "تُ"
می شود سرزمین عاشقانه هایم👫♥️
#عاشقانه
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman