دفنش کرد، خاک بر روی او ریخت، زمین را صاف و هموار کرد و گرد از لباس خویش تکاند و ایستاد. به او وصیت کرده بود که «علی جان! مرا که دفن کردی و روی قبرم را پوشاندی، زود از کنار قبر من نرو، مدتی بایست، این لحظهای است که من به تو نیاز دارم».
نوشتهاند آنگاه که از کارهایش که فارغ شد و ایستاد، یک مرتبه غم به قلبش هجوم برد. رو به روضه پیامبر کرد و فرمود: سلام بر رسول خدا. اگر از حال علی میپرسید کم صبر شده است. دخترتان به شما خواهد گفت که امت با علی چه کرد...