eitaa logo
«خانومِ اَسرین»
413 دنبال‌کننده
77 عکس
26 ویدیو
0 فایل
اسرین ؟اشک بی امان.. خانومِ اَسرین دختری که قلمش با برگِ بادنامه‌های شب می‌رقصد. کپی؟ فور بزن گل🤌🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
تو ایرانی و در چشمت سلاح هسته‌ای داری من اسرائیل ویرانم که عشقت کرده اِشغالم ...
«خانومِ اَسرین»
-
دو استکان بنشین، رفعِ خستگی خوب است دوباره در دلم انگار چای دم کردند ..
به‌کجامی‌روی‌ای‌علت‌باریدنِ‌شعر؟ اندکی‌صبر ، غزل‌بی‌تو‌دلش‌می‌گیرد ؛
مرا دردیست اندر دل، که گر گویم زبان سوزد وگر پنهان کنم، ترسم که مغز استخوان سوزد
بچه تر که بودم ، در باورم اینگونه می‌گنجید که همه چیز روزی بر ملا میشود مثلا اگر قرار بود چیزی را به عنوان راز برای خودم نگه دارم این باور که بالاخره روزی همه میفهمند مثل خوره می افتاد به جانم . علاقه شدیدی هم به راز داشتم ، خیال میکردم آدم هایی که برای خودشان راز دارند خیلی مخوف و عجیب غریب اند . یادم است یک روز که حدودا چهار ،پنج ساله بودم فنجان گل سرخ خانه ی مادر بزرگ از دستم افتاد و شکست ... اگر میگفتم که فنجان را من شکانده ام کسی چیزی نمی‌گفت ، اما علاقه ای که به راز داشتم مرا وادار کرد به پنهان کردنش ، خیال میکردم حالا خیلی دغدغه مند هستم . اما فکر اینکه بالاخره روزی همه میفهمند داشت دمار از روزگارم در می‌آورد . حقیقت ماجرا این بود که من به آشکارا بودن جهان ایمان داشتم ، در باور کودکانه ام راز ها مرز داشتند محدودیت زمانی داشتند خوب یادم است سر ماجرای فنجان میگفتم نهایتا تا عید سال بعد کسی نفهمد بعدش چه ؟ اما مرزِ راز ها بامن بزرگ شدند ، فهمیدم آدم می‌تواند راز را با خود به گور ببرد . آنچه با چشم دیده و با گوش شنیده و یا حرفی که در دلم بود را نگه میداشتم و هرسال که بزرگتر میشدم میگفتم حالا شد سه سال ، حالا چهار سال است ، حالا ده سال شد که فلان موضوع را فقط خودم می‌دانم .. موضوع ها معمولا چرندیات بودند از شکستن فنجان خانه مادر بزرگ بگیر تا آنجایی که وقتی10سالم بود یکی از لباس هایم را بی دلیل مفقود الاثر کردم و مادرم شش ماه تمام هر جا را که تمیز میکرد مقصودش پیدا کردن آن لباس بود و اما حالا امروز 15\2\05 در حالی که داشتم صندوقچه راز هایم را مرتب میکردم به این باور رسیدم که وجودیت من و من ها در جهان رازیست که فقط خدا میداند . دریافتم که باید شمار سنِ راز هایم را نیز با رقم سن خود بالا بدارم .. راز هایی که فقط من و خدای خود میدانیم .. ارادتمند تمامِ راز دار های جهان :خانومِ اسرین ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزت مبارک دیارِ شعر :) ۱۵ اردی‌بهشت…
کم نامه‌ی خاموش برایم بفرست از حرف پرم گوش برایم بفرست دارم خفه می‌شوم در این تنهایی «لطفاً کمی آغوش برایم بفرست»
بُغضیم و دَر نبود ِ تو خاموش می‌شَویم ما ساده ایم و ساده فراموش میشویم ...