📌 امسال در حالی روز ملی شدن صنعت نفت ایران را گرامی میداریم که قیمت نفت جهانی را ما تعیین میکنیم.
12/29سالروز ملی شدن صنعت نفت.
هم اکنون آخرین جمعه ی سال
سالی که از ما خیلی چیز هارا گرفت ...
سالی که در آن آتش زدند به دامان سبز ایران و جنگل های هیرکانی سوخت ...
سالی با 12 روز دفاع مقدس
عروسک دامن صورتی باران را ب یاد داری؟
دخترک کاپشن صورتی گوشواره قلبی را چه ؟:(
و اما هجدهم دی ماه هزار و چهارصد و چهار ...
گویی نوادگان چنگیز خان مغول افتاده بودند به جان شهر ..
سالی که سوختن آیه ها را نشان ایران داد..
ایرانی که سالها اشک میریخت برای قرآن های به آتش کشیده شده توسط داعش حالا آسمانش پذیرای دود ناشی از سوختن کلام خدا شده بود ..
آن شب ها اشک ایران در آمد
ایران بانو بمیرم برات :)
بچه های خوش باورت نا خواسته دست در دست اهریمنی گذاشتند که نام آزادی را یدک میکشید....
اسفند امسال خون شهدای بی گناه میناب را به خود دید ..
خون شهدای ناو دنا را دید
شهید دانش آموز قزوینی ...
سالی که تعداد شهدایش فراتر از حد بیان است
و ... ۹اسفند ماه 404
روزی که بی خبر مواجه شدم با نوار مشکی کنار تلویزیون ، پدرم ساکت بود از غم ، مادرم بغض داشت
و وقتی بغضش شکست با صدای گریانش گفت رهبر شهید شد ....
وانعکاس این صدا تا مرز کر شدن در گوشم پیچید
چه سالی بود ، سالی که مارا یتیم کرد
سالی که مارا گذاشت میان انبوهی از تناقض ها
اینکه اشک بریزیم برای یتیم شدنمان یا شادی کنیم برای اینکه پدر آرزویش را بغل گرفته بود .
نمیشد، این همه تناقض باهم غیر ممکن بود
پس با اقتدار سرمان را بالا گرفتیم و گفتیم ما همه فرزند شهیدیم! ...
گفتیم میجنگیم میمیریم ذلت نمیپذیریم !
گفتیم سید علی به ما یاد داده
که ما زیر بیرق ابلفضلیم
و وسط جنگ خیابان را سنگر کردیم ...
ترکیب غم و اقتدار و انتقام ترکیب برنده ای است
شب ها بایاد آوری این جمله که ما با دشمن پدر کشتگی داریم شعار رزم آماده میکنیم و به میدان میرویم
و حالا ، ساعت 17:56 دقیقه عصر جمعه 29 اسفند 1404 کمتر از بیست دقیقه تا تحویل سال نو..
حالا غمی دارم که توانم برای بیانش ناتوان است ...
هیچ فکرش را نمیکردیم که سال 405 پدر برایمان پیامی نداشته باشد ؛)
شاید عمق حال همه ی ما همانجایی ست که حاج محمود میخواند
«یتیمی درد بی درمون یتیمی »
اما به هر حال به اذن خدا با همت شهید
طهرانی مقدم با قدرت زولفقار و سجیل و فتاح
انشالله نوروزمان پیروز..
باشد که در سیزدهمین روز این سال پیروزی مان را جشن بگیریم ؛)
التماس دعای شهادت
در پناه حق
ارادتمند شما خانوم اسرین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ودر نهایت
کاش آدم ها واقعا آدم بودند.
مثلا ناگهانی یک اژدهای هفت سر از رفتارشان بیرون نمیزد .
در حالی که صورتشان پروانه ای ایست سیرتشان گرگ نمیشد ..
میدانی آدم بودن ادعای بزرگیست و مدعیان نفرت انگیزند...
مدعیانی که چشم بسته آتش میکشند به جان زندگی ات!
و آبادی سبز و آن درخت های پرتقال بازحمت به ثمر رسیده ی دلت را خاکستر میکنند...
آدم بودن خیلی مهم است باید بدانی که قلب های شکسته چقدر سخت وصله پینه میشوند
شاید روزی کنار جاده ای سر چهار راهی یا مثلا در مغازه گل فروشی ای نگاهی آشنا دیدی
یا مثلاً عطری آشنا از در بقالی محله وقتی که رفته ای یک بسته بهمن بخری تورا بی هوا آرام آرام بکشاندبه سمت باغی و ببینی دارند دامان سفید پف دار دختری آشنا را صاف میکنند برای عکس گرفتن کنار یک مرد...
باید بدانی که قلب های ظریف شکسته برای ادامه بقا دیگر منتظر عشق نمیمانند ...
شاید شبی وقتی داری در خیابان پرسه میزنی آشنایت را ببینی که دارد با خنده ماجرای صبح تا ظهرش را برای مردی که خیلی غریبه است تعریف میکند...
آنجاست که دنیا روی سرت خراب میشود و زمین زیر پایت را خالی میکند .
آدم باشید واقعا آدم باشید چون قلب های ظریف وقتی میشکنند با چسب رازی نمیچسبند.
مطمعن باشید که برای نفس کشیدن برای احساس زندگی کردن انتخابشان را تغییر میدهند ..
شک نکنید که حس راحتی نوشیدن دو فنجان
به لیموی تازه در ایوان یک خانه ده برابر لذت بخش تر از دوست داشته شدن نیمه کاره است...
و در آخر لطفا برای عشق ارزش قائل باشید
عشق قدیسه است
نام هر احساسی را نمیشود عشق گذاشت :)
در پناه حق
ارادتمند شما :خانومِ اَسرین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ