eitaa logo
Aᥔɾᥲ ‌๋⸼
187 دنبال‌کننده
5 عکس
1 ویدیو
2 فایل
ㅤㅤㅤㅤ𓂃 ִֶָ ࣪ 🎠 𝅄 ⋆ ㅤㅤI ᑯᥲᥒᥴᧉ ᥕһᧉɾᧉ ㅤㅤㅤ 𝗍һᧉ ρ𝗂ᥒƙ ᥉ꪑ᥆ƙᧉ ㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤ𝗍ᥙɾᥒ᥉ ㅤ ㅤㅤ𝗂ᥒ𝗍᥆ ᥉𝗍ᥲɾᑯᥙ᥉𝗍. @Aloa02 ᝰ ㅤㅤ𖦹 ᥣᧉᥲ᥎ᧉ ᥲ ᥣ𝗂𝗍𝗍ᥣᧉ ㅤㅤㅤ ɠᥣι𝗍𝗍ᧉɾ ᥕһᧉɾᧉ᥎ᧉɾ ㅤㅤㅤ ㅤI ɠ᥆.
مشاهده در ایتا
دانلود
Aᥔɾᥲ ‌๋⸼
⎯ּ𝅽Iẜ ყᥙ ძᥲ‌ꪀᥴ‌ᧉ, I'll ძᥲ‌ꪀᥴ‌ᧉ, ᥕһᧉ𝗋ᧉ ᥣᥲ᥎ᧉ‌ꪀძᧉ𝗋 ᥴᥣ᥆ᥙძ𝗌 ᥴᥲ𝗋𝗋𝗒 ᥆ᥙ𝗋 ძ𝗋ᧉᥲꪑ𝗌. 🌬
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه آرزو . .؟!
چشمات جنگنده‌های آمریکا بود و من جنوب بی‌دفاع.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه آرزو . .؟!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر زندگی یک کتاب قصه بود، فکر کنم ما همان دو صفحه‌ای بودیم که هیچ‌وقت به هم نرسیدند. نزدیک بود با هم از شهری رد شویم که چراغ‌هایش فقط برای ما روشن بودند، نزدیک بود زیر یک سقف بارانی از آینده‌ای حرف بزنیم که هنوز وجود نداشت، نزدیک بود برای هم اسمِ یک ستاره را انتخاب کنیم، نزدیک بود یک گوشه از دنیا برای اولین‌بار شبیه خانه شود. شاید جایی دور، پشتِ یکی از آن ماه‌هایی که هیچ‌وقت ندیدیم، یک جهان کوچک وجود دارد که همه‌ی ' نزدیک بود 'های ما در آن اتفاق افتاده‌اند؛ قطاری که با هم سوار شدیم، خانه‌ای که پنجره‌اش رو به دریا بود، شب‌هایی که تا صبح حرف زدیم و منی که هیچ‌وقت مجبور نشدم تو را به خاطره تبدیل کنم. فقط حیف که من در این جهان به دنیا آمدم.