فهمیدم اون زمانی که من دست نمیزدم چون بابام میگفت صبر کنین برسن،همه میرفتن میچیدن در واقع تنها کسی بودم که دست نزدم به همین دلیلم تا الان سه تا بیشتر نخوردم
موقع آشپزی عمیقا دلم میخواد مهربون و ناز باشم اونجوری که تو فیلما میبینین سعیمم میکنم
ولی بعد به این نتیجه میرسم باید بچه رو بندازی کوچه وقتی غذا آماده شد بری بیاریش کوفت کنه