به درد ترانه سرایی و اهنگ میخوره تا شعر ترانه سرایی راحت تر از شعر گفتنه اونو میشه با لحن یکاریش کرد ک مثل شعر لازم نباشه اینقد سر قافیه حساسیت به خرج داد ولی شعر پیچیده تره
پاییز
منتظرم بپزه ببینم گند زدم یا نه
پخت و خوب بود ینی معمولی ولی باید سیبارو بیشتر تفت میدادم اینجوری بیطعم و مسخره بودن از طرفی همشون ته نشین شده بودن کف کیک
سهم من از تو فقط گریه پنهانی بود
ظاهرا عشق فقط در پی قربانی بود
تو چه می دانی از احوال منِ جامه دران
حال من بی تو هر آنچه که نمی دانی بود
گرچه معمار دل خانه خرابم بودی
ولی از ساختنم قصد تو ویرانی بود
آسمان وقت وداع تو فقط می بارید
چشم من نیز از این فاجعه بارانی بود
حاصل توطئه ی رفتن تو با پاییز
غزلِ آخر این شاعر آبانی بود
#مرتضی_شاکری