کوکلاکس کلان اولش که اومد، یعنی بعد از جنگ داخلی آمریکا، یه چیز محلی بود توی جنوب. یه مشت آدم که لباس سفید میپوشیدن و شبانه میرفتن سراغ کسایی که از نظرشون نظم قدیم رو به هم زده بودن. ولی نکته اینجاست که این گروه بار دوم که احیا شد، سال ۱۹۱۵ به بعد، دیگه اون شکل محلی رو نداشت.
شد یه سازمان ملییییی😦 با عضوگیری گسترده، با فروشندههای حرفهای عضوگیری. یعنی یه چیزی شبیه بازاریابی شبکهای ولی برای عضویت توی یه فرقه مزخرف مشمئز کننده جنایتکارررر
حالا چی شد که این اتفاق افتاد؟ آمریکا داشت عوض میشد شهرها داشتن بزرگ میشدن، مهاجرا از اروپا میاومدن، کاتولیکها و یهودیها داشتن خیلی مهربونانه به رسمیت شناخته میشدن (البته تفکرات یهودستیزی به طور سختگیرانه تا دهه ۴۰ ادامه داشت)...
هدف اصلیشون سرکوب سیاهپوستای تازه آزادشده بود. میخواستن برتری سفیدپوستا رو با ترس و خشونت برگردونن .
روش کارشون این بود که شبا با لباس سفید و کلاه نوکتیز میرفتن در خونه مردم بدبخت شلاق میزدن، آدم میکشتن و خونه رو آتیش میزدن .(لباساشون انقد وحشتناک بود وقتی دیدم ریدم به خودم)
برای ترسوندن سیاهپوستای بنده خدا، خودشون رو روح سربازای کشتهشده جنوبی جا میزدن و مراسم صلیب سوزان راه میانداختن .(رسما دیوونه زنجیری بودن)
اگه سیاهپوستی میرفت مدرسه یا تلاش میکرد مثل یه انسان زندگی کنه و وضعش رو بهتر کنه، تنبیه میشد. مدارس و کلیساها رو آتیش میزدن 💔