ممکن بود من یه دختر تهرونی بودم که داشتم ولاگ یک روز در هنرستان رو توی پینترست آپلود میکردم و توی آیپد جزوه گرافیک مینوشتم
ولی یه دختر مشهدی ام که قسطی کتاب خریدم و دارم کتاب میخونم و درباره «خبر» فلسفه میبافم و از عجایب دنیا و تاریخش کله امو میکوبم تو بالشت
و Of course که زندگی خودم رو بیشتر دوست دارم.
روحِسبز؟
سر ماه واقعا خوبه پول بالاخره
حقوق گرفتن بهترین حس جهانه
هر چند حقوق من کفاف ۲ هفته رو هم نمیده ولی خب
روحِسبز؟
حقوق گرفتن بهترین حس جهانه هر چند حقوق من کفاف ۲ هفته رو هم نمیده ولی خب
نمیدونم چرا تصمیم گرفتم آنلاین شاپ بزنم
وظیفه مشخصی توی کار داشتن برای من راحت تره و الان فرقش رو میفهمم
https://eitaa.com/Autumn_Sun/706
از نظرت زندگی اون دختر تهرونی چطوره؟ بنظرت مسخرست؟
.
منظورم مسخره بودن نیست
قطعا کسی که با انتخاب و ذوق خودش رفته یه رشته هنری و حالش با هنرش خوبه و از لحاظ مالی هم کم نداره زندگیش مسخره نیست
البته من نمیتونم زندگیشو قضاوت کنم...
لذت یه چیز نسبیه و برای هر آدمی متفاوته و چون من عاشق خاکی بودن و فلافل زدن لب جدول تو خیابون عبدالمطلبم نمیتونم به لذت های اون بگم لذت...
https://eitaa.com/Autumn_Sun/706
من یه دختر تهرانی ام.
ولی اینجوری نیستم.
اینجوری که تو گفتی نیستم.
و همیشه آرزو داشتم مثل تو زندگی کنم.
حتی با اون قسطا.
دلم میخواست کلا تهرانی نباشم.:)))
.
وا تهرانی بودن مگه چشه؟
من خیلی رندوم اسم شهری که توی اذهان نسبت به بقیه شهرا مفرحِ بی درد تره🤣 رو انتخاب کردم ولی خیلیم خوبه البته آدم گاهی ممکنه شهرشو خیلی دوست نداشته باشه درک میکنم
و آرزو کردنِ زندگی یه آدم دیگه یه مغالطه است که حوصله توضیح ندارم ولی خب حقیقتا من زندگیمو دوست دارم علی رغم اینکه هر دو ساعت یه وعده فروپاشی دارم