eitaa logo
AvAmIr
34 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ای بابا
خانوممو شاید تا اخرهفته اوردم نمیدونم
AvAmIr
ارادت امیرحسینم صحبت کنیم؟ unknown; https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qjf7duh&btn=A
امیرحسین جان جدت داستان آشنایی با خانومتو کاملللل بگوووووووو - میخواستم آوا بیاد خودش تعریف کنه ولی خب اینطوریه که...
AvAmIr
امیرحسین جان جدت داستان آشنایی با خانومتو کاملللل بگوووووووو - میخواستم آوا بیاد خودش تعریف کنه ولی
من بهارو میبرم شهربازی واسش بلیت اینا میگیرم بهار میره ماشین کوبنده سوار شه
میرن کنار نرده ها وایمیستم یه دختره با آبجیش که همسن بهارن میان کنارم وایمیستن کوچولوعه هم هی غر میزدن میگفت ماسین آبیه رو میگفت آبجی خوشگلشم تهدیدش میکرد😂 کوچولوعه چشش میخوره به من میگه داداش ماشین آبیه رو واسم اوکی میکنی منم میگم باشه
میگذره اینا میرن تو میبینم عه بهار با آبجیه دختره رفیق شده این آبجی خوشگلشم داشت بهم میگفت کارمون دراومد رفیق پیدا کرده
بعد اینا هی باهم میرن بازی میکنن اینا اخرش بهار میگه بریم بستنی بخوریم اون موقع خودمونم معرفی کردیم بهار ازشون پرسید اسمشون چیه اینا بعد خودمونو معرفی کرد گفت ایشونم امیرحسین داداشمه
اینارم دعوت میکنیم حالا به سختی راضی میشن
بستنی مهمونشون میکنم اینا بعدش نزدیکای ساعت ۹ بود گفتیم بریم خونه بعد آوا اینا ماشین نداشتن اون موقع گفتن اسنپ میزنن حالا منم نذاشتم گفتم میرسونمشون
بچه ها میگم طولانیه قبول نمیکنید دستم شکست💔
بعد میبرم میرسونم بهار از آبجی کوچیکش شماره میگیره بعدا باز باهم برن بیرون