873.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت امیرحسینم
صحبت کنیم؟
unknown; https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qjf7duh&btn=AMIR.H
-
channel; https://eitaa.com/joinchat/2077427361C1525c87332
AvAmIr
ارادت امیرحسینم صحبت کنیم؟ unknown; https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qjf7duh&btn=A
امیرحسین جان جدت داستان آشنایی با خانومتو کاملللل بگوووووووو
-
میخواستم آوا بیاد خودش تعریف کنه ولی خب اینطوریه که...
AvAmIr
امیرحسین جان جدت داستان آشنایی با خانومتو کاملللل بگوووووووو - میخواستم آوا بیاد خودش تعریف کنه ولی
من بهارو میبرم شهربازی واسش بلیت اینا میگیرم بهار میره ماشین کوبنده سوار شه
میرن کنار نرده ها وایمیستم یه دختره با آبجیش که همسن بهارن میان کنارم وایمیستن
کوچولوعه هم هی غر میزدن میگفت ماسین آبیه رو میگفت آبجی خوشگلشم تهدیدش میکرد😂
کوچولوعه چشش میخوره به من میگه داداش ماشین آبیه رو واسم اوکی میکنی منم میگم باشه
میگذره اینا میرن تو میبینم عه بهار با آبجیه دختره رفیق شده
این آبجی خوشگلشم داشت بهم میگفت کارمون دراومد رفیق پیدا کرده
بعد اینا هی باهم میرن بازی میکنن اینا اخرش بهار میگه بریم بستنی بخوریم اون موقع خودمونم معرفی کردیم بهار ازشون پرسید اسمشون چیه اینا
بعد خودمونو معرفی کرد گفت ایشونم امیرحسین داداشمه
بستنی مهمونشون میکنم اینا بعدش نزدیکای ساعت ۹ بود گفتیم بریم خونه بعد آوا اینا ماشین نداشتن اون موقع گفتن اسنپ میزنن حالا منم نذاشتم گفتم میرسونمشون