eitaa logo
آواژه
344 دنبال‌کننده
150 عکس
46 ویدیو
0 فایل
🎙«آواژه» قرار است پلی باشد که نوشته‌های سپید، دل‌نوشته‌های غریب و واژه‌های محبوس در دفترچه‌های شما را به ترنمِ صدا برساند. لینک گروه https://eitaa.com/joinchat/2391999912C4e7a431676 ارتباط با ادمین @Avajeh_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
836.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داغت نمیشه باورم... ای رهبرم. ای رهبرم.
@Avajeh404قصر عبیدالل.mp3
زمان: حجم: 10.5M
🎙اینجا آواژه صدای واژه‌های شما ✨بغض قصر ✍ثریا کریمی 🎙امین اخگر با آواژه همراه باشید⬇️ @Avajeh404 کافه آواژه (گروه ادبی آواژه) https://eitaa.com/joinchat/2391999912C4e7a431676
@Avajeh404دوست دارم شبیه او باشم_2026_07_04_09_33_48.mp3
زمان: حجم: 8.9M
🎙اینجا آواژه صدای واژه‌های شما ✨دوست‌دارم‌شبیه‌اوشوم ✍خانم حسین زاده 🎙سمیه‌سادات حسینی (دماوند) با آواژه همراه باشید⬇️ @Avajeh404 کافه آواژه (گروه ادبی آواژه) https://eitaa.com/joinchat/2391999912C4e7a431676
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴 من بی‌تو زنده ماندم، باور نمی‌کنم که جان داده‌ بودی آندم، باور نمی‌کنم که من غرق زخم بودم با قامتی خمیده خون از بصر فشاندم، باور نمی‌کنم که چند متر آنطرف‌تر، تابوت و بیت رهبر خود را به تو رساندم، باور نمی‌کنم که گریه شدیدتر شد، باران گرفت و خاکی از چادرم تکاندم، باور نمی‌کنم که در جمعِ شاعرانت، گر چه نبودم آقا! بی‌وقفه شعر خواندم، باور نمی‌کنم که از اشک جاریِ من، خاکِ دلم که گِل شد آن را به سر نشاندم، باور نمی‌کنم که روز وداع و بی‌تاب؟! این آخرین قرار است من بی‌تو زنده ماندم، باور نمی‌کنم که ✍(بی‌تاب) ━═━⊰⊰❀🖤❀⊱⊱━═━ با آواژه همراه باشید⬇️ @Avajeh404 کافه آواژه (گروه ادبی آواژه) https://eitaa.com/joinchat/2391999912C4e7a431676
@Avajeh404مشت گره کرده.mp3
زمان: حجم: 11.2M
🎙اینجا آواژه صدای واژه‌های شما ✨مشت گره کرده ✍پریسا رئیس میرزایی 🎙امین اخگر با آواژه همراه باشید⬇️ @Avajeh404 کافه آواژه (گروه ادبی آواژه) https://eitaa.com/joinchat/2391999912C4e7a431676
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درود به محمد رسولی شاعر آزاده و شجاع
دست هایت تازه از خواب غنچه گی بیدار شده بودند انگشت‌ هایت گلبرگهایی که هنوز همه ی دنیا را لمس نکرده بودند. رد دستانت بر صورت بابا حضور بهار بود بر گونه هایش چشمانت.. چشمانت دو پروانه که هر روز صبح از پیله بیرون می‌آمدند و خانه پُر میشد از بال زدن های کوچکت... خوب گل ها و گلدان را می‌شناختی... همانجا که به دنبال‌ صدای مادر میرفتی و هر غروب خسته از پرواز بر شانه های پدر آرام به پیله بازمی‌گشتی... نمی‌دانستم هر بار که بال میزنی تمرین پرواز میکنی تا آنروز که اوج گرفتی و خودت را به آبیِ بی نهایت خدا رساندی... با آواژه همراه باشید⬇️ @Avajeh404 کافه آواژه (گروه ادبی آواژه) https://eitaa.com/joinchat/2391999912C4e7a431676
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای ما را گلباران کردند لایوم کیومک یا اباعبدلله
توییت کاربر آمریکایی: دیوانه‌کننده است ...