𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_139
__
(فردا صبح ✨)
گندم:پاشدم دست و صورتم رو شستم و صبحونه آماده کردم و رفتم حامیم رو بیدار کردم.
گندم:حامیم
حامیم:هوم
گندم:حامیم بیدار شو
حامیم:...
گندم:حامیمممممم
حامیم:جانم؟
گندم:حامیم نمیخوای بیدار بشی
حامیم:پنج دقیقه دیگه بخوابم
گندم: باشه فقط پنج دقیقه کلی کار داریم
(پنج دقیقه بعد✨)
گندم:حامییییییی
حامیم: بله
گندم:بیدار شو
حامیم:پنج دقیقه دیگه
گندم:ععع نه دیگه هعیی پنج دقیقه پنج دقیقه زود باش صبحونه بخور.
حامیم: باشه باشه 🤦🏻♂️ چرا عصبانی میشی😂
گندم:آخه اعصابمو خود میکنی دیگه 😂
حامیم: فدات بشم مودی من♥️😂
گندم: خدانکنه😂
حامیم:بلند شدم رفتم دست و صورتم رو شستم و اومدم صبحونه خوردیم.
گندم: خوشمزه هست
حامیم:آره عشقم دستت دردنکنه ♥️🌱
گندم: خواهش میکنم 🩷
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری 🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_140
__
حامیم:گندم پاشو آماده بشو بریم دنبال کارای عکاسی
گندم: باشه
حامیم: حالا میخوای کدوم عکاسی بریم
گندم:همونی که نه ماه هر ماه میریم عکس میاندازیم.
حامیم:چشم.
گندم:بوس بهت♥️🐈
حامیم:گندم رفت آماده بشه منم میز صبحانه رو جمع کردم و ظرف هارو شستم.
گندم:رفتم اتاق خواب یه میکاپ کوچولو کردم و موهامو کرلی کردم و لباس پوشیدم و عطر زدم آماده آماده بودم.
حامیم:گندم
گندم:جانم
حامیم:به به چه خوشگل شدین.
گندم:خجالتم نده دیگه🙊
حامیم:میگم ظرفارو شستم.
گندم:دستت دردنکنه♥️🌱
حامیم: خواهش میکنم🤍
گندم: حالا برو آماده شو من آمادما دیر مون میشه.
حامیم:چشم،الان میرم آماده میشم.
گندم:الهی من فدات بشم 🫀
حامیم:ععع گندم خدانکنه چرا یهویی فدام بشی!
گندم: آخه خیلی بابا خوبی میشی
حامیم:چرا
گندم:چون خیلی مهربون و خوشگلی
حامیم:قربونت برم که انقدر مهربونی، تو مهربونی نه من😂
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️
هدایت شده از 𝗔𝘃𝗮𝗹𝗶𝗻𝗱𝗶𝗱𝗮𝗿👀🤎
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💙🌀
#part_141
__
گندم:خدانکنه
حامیم:رفتم موهامو ژل زدم و درست کردم و لباس پوشیدم.
حامیم:گندم من آمادم بریم.
گندم:بریم.
حامیم:راه افتادیم سمت عکاسی
گندم:حامیم رسیدیم همینجاست.
حامیم:وایسا اینجا ماشین رو پارک کنم.
گندم: اوکی.
حامیم: بفرمایید بانو پیاده بشین♥️
گندم:ممنونم🌱
حامیم:رسیدیم و رفتیم تو عکاسی چند تا مدل بهمون نشون دادن.
گندم:بالاخره یه مدل رو انتخاب کردیم و برای اون روز عکاس رزرو کردیم.
حامیم:گندم بریم دنبال دیزاین و دکور؟
گندم:اوکی بریم.
حامیم:راه افتادیم رفتیم سمت دکوراسیون
گندم:رسیدیم و رفتیم وارد مغازه شدیم و چند تا طرح بهمون نشون داد و ما یکیشو انتخاب کردیم.
حامیم: بفرمایید گندم اینم رزرو کردیم.
گندم: ممنونم.
حامیم:همه کارا رو کردیم؟
گندم:آره،ولی گل سفارش ندادیم برای بیمارستان.
حامیم:ععع راست میگی الان میریم سفارش میدیم.
گندم:باشه.
حامیم:راه افتادیم رفتیم سمت یه گل فروشی.
گندم:رسیدیم و گلارو انتخاب کردیم .
حامیم:خیلی گلای قشنگی سفارش دادیم.
گندم:آره،بریم خونه ساعت چهار تخت و کمد و فرش اتاق بچه میرسه امروز باید اتاق رو تکمیل کنیم ساک بیمارستان ببندیم
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده:آنیتا💙🌀
هدایت شده از 𝗔𝘃𝗮𝗹𝗶𝗻𝗱𝗶𝗱𝗮𝗿👀🤎
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_142
__
حامیم:راست میگی بریم خونه😂
(ساعت چهار بعد ظهر✨)
گندم:تمام وسایل اتاق پناه رسید و شروع کردیم به چیدن
حامیم:به به چقدر وسایلش و اسباب بازیاش قشنگن.
گندم:آره خیلی قشنگن🤏🏻💘
(دو ساعت بعد ✨)
حامیم:وای خدا عجب اتاقش قشنگ شد 🤏🏻🌱
گندم: آره خیلی گوگولی شد،دستت دردنکنه
حامیم: خواهش میکنم.
(پنج روز بعد ✨)
(روز بیمارستان ✨)
گندم: بالاخره اون روزی که آرزوش رو داشتیم رسیده بود خیلی ذوق داشتم تا چند ساعت دیگه قرار بود ثمره عشق مون رو بغل کنم♥️🌀
حامیم:خیلی ذوق داشتم برای اینکه از بچگی آرزوم بود با یکی ازدواج کنم که خیلی خوب باشه و یه بچه دختر داشته باشم که شبیه مامانش باشه♥️🌀
گندم:خیلی استرس دارم حامی
حامیم: استرس نداشته باش،به این فکر کن که قرار یه بچه گوگولی بغل کنی.
گندم: آره.
(سه ساعت بعد✨)
حامیم:گندم رو بردن اتاق عمل و کم کم خانواده هامون اومدن و اتاق رو آماده کردن برای عکاسی و من پشت در اتاق عمل کلی استرس کشیدم.
👩🏻⚕️:همراه خانم عباسی؟!
حامیم:منم بفرمایید امرتون رو بگین
👩🏻⚕️:عمل به خوبی پیش رفت هم بچه و هم مادر بچه سالم هستن.
حامیم:ممنونم،میشه ببینمشون.
👩🏻⚕️: خواهش میکنم،بچه رو میتونین ببینین ولی برای دیدن مادر باید صبر کنین بیارنش تو اتاقشون.
حامیم: ممنونم.
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️