eitaa logo
آوان'
130 دنبال‌کننده
95 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید بگید خب چی کار کرد ؟ باید بگم که خواجه‌ ارتباطش با خدا خیلی قوی بود. از همون بچگی‌ وقتی‌ بیکار میشد میرفت پشت پنجره‌‌یِ مسجد به صدای قران‌ گوش میداد.
خواجه‌یِ ما اینبارم‌ پناه برد به خدا .
رفت مسجد و با خدا عهد کرد که برای اینکه بتونه صد سکه رو جور کنه ۴۰ شب بره مسجد و تا صبح فقط با خدا راز و نیاز کنه و عبادتُ این حرفا.
حالا دیگه صبحا بکوب‌ کار میکرد و شب که میشد میرفت مسجد و تاصبح با خدا راز و نیاز میکرد .
گذشت و گذشت‌ روز چهلم‌ به طور باور نکردنی صد سکه‌ جور شد .
خواجه‌ که در پوست‌ِ خود نمی‌گنجید ، رفت در خونه‌ شاخ‌نبات‌ و گفت که صد سکه رو جور کرده و امشب قراره بره واسه خواستگاری.
شاخه‌نبات هم‌ مثل اینکه خوشش اومد بود به همه گفت که دیگه داره با خواجه ازدواج میکنه .
بعد هم برای ِشب یه سفره‌یِ شهشهانی‌ و ململانی‌ چید که از شیرِ مرغ تا جونِ آدمیزاد توش بود .
قرار بود عاقد هم بیاد که بعد از شام و اینا عقدشونو‌ بخونه .
خواجه‌هم لباس دامادی تن کرد و با ذوق تموم رفت خونه‌ شاخ‌ نبات .
خلاصه‌ که حرفارو زدن ... وسط شام بودن که یهووووو...
خواجه‌ یادش میوفته که ای‌ داد بیداد به خدا قول داده بود که چهل شبُ تو مسجد صبح کنه و امروز روز چهلمِ ‌.