eitaa logo
آوان'
129 دنبال‌کننده
95 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا دیگه صبحا بکوب‌ کار میکرد و شب که میشد میرفت مسجد و تاصبح با خدا راز و نیاز میکرد .
گذشت و گذشت‌ روز چهلم‌ به طور باور نکردنی صد سکه‌ جور شد .
خواجه‌ که در پوست‌ِ خود نمی‌گنجید ، رفت در خونه‌ شاخ‌نبات‌ و گفت که صد سکه رو جور کرده و امشب قراره بره واسه خواستگاری.
شاخه‌نبات هم‌ مثل اینکه خوشش اومد بود به همه گفت که دیگه داره با خواجه ازدواج میکنه .
بعد هم برای ِشب یه سفره‌یِ شهشهانی‌ و ململانی‌ چید که از شیرِ مرغ تا جونِ آدمیزاد توش بود .
قرار بود عاقد هم بیاد که بعد از شام و اینا عقدشونو‌ بخونه .
خواجه‌هم لباس دامادی تن کرد و با ذوق تموم رفت خونه‌ شاخ‌ نبات .
خلاصه‌ که حرفارو زدن ... وسط شام بودن که یهووووو...
خواجه‌ یادش میوفته که ای‌ داد بیداد به خدا قول داده بود که چهل شبُ تو مسجد صبح کنه و امروز روز چهلمِ ‌.
پس اومد و قضیه رو برای شاخ‌‌نبات‌‌ تعریف کرد و گفت که باید امشبم‌ بره مسجد .
ولی شاخ‌نبات‌ قبول نکرد و گفت که اگه امشب بره مسجد دیگه راضی به ازدواج باهاش نیست .
حالا من بودم خودمم باهاش میرفتم شبو تا صبح مسجد که هیچ تا آخرعمر هم بابت اینکه‌ بخاطر من نذر کرده ذوق میکردم🤣