eitaa logo
آوان'
129 دنبال‌کننده
95 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
آوان'
رفت و اون شبو تا صبح تو مسجد گریه کرد و با خدا صحبت کرد ..
خب بسم‌الله اونجایی بودیم که ازدواجِ [شاخ‌‌نبات] و [خواجه] به هم خورد و نخود نخود هر که رَوَد خانه‌یِ خود . حافظ شب تا صبح توی مسجد گریه کرد و با خدا صحبت کرد ..
صبح که شد خواست از مسجد بیرون بره که چند نفر جلوشو‌ میگیرن ..
یه جامی که به ظاهر شراب توش‌ بود ُ به سمت حافظ میگیرن‌ و ازش میخوان که جامُ سَر بِکِشه ‌.
حافظ هم که تازه‌ از خونه‌یِ خدا بیرون اومده بود مخالفت‌ کرد .
و گفت حاضر نیست‌ دهانی که تا به الان‌ به ذکر خدا متبرک شده رو با نوشیدن ِاین جام‌ نجس‌ کنه .
آوان'
و گفت حاضر نیست‌ دهانی که تا به الان‌ به ذکر خدا متبرک شده رو با نوشیدن ِاین جام‌ نجس‌ کنه .
ولی خب اون چند تا جوون‌ قبول نمیکنن و خنجر میزارن‌ زیر گلوی حافظ و میگن میخوری یا بُخورونم‌ ؟
خواجه هم که میبینه جدی‌ اگه‌ نخوره‌ جونشو‌ میگیرن‌ جامو‌ میگیره ..
اولین‌ قُلُپ و که میخوره جوونا‌ ازش میپرسن چی میبینی ؟
حافظ هم میگه که هنوز منو نگرفته 🤣🤣 چقدر طنزم‌ من ، خدا حفظم کنه .
قلپ دوم ُکه میده بالا .. جوونا ازش میپرسن‌ حالا چی میبینی؟ میگه حالا حس می‌کنم‌ میتونم آینده‌یِ انسان‌هارو ببینم .
قلپ سومُ که میده بالا .. جوونا ازش میپرسن‌ حالا چی میبینی ؟ خواجه‌ هم میگه حالا حس می‌کنم قران رو کامل بلدم و میتونم از حفظ بخونم .
خواجه‌ میره و اونروز‌ وقتی میگه قران رو بلده و میتونه زندگی‌ بقیه رو پیش‌ بینی‌ کنه مسخره‌ش میکنن‌ ..