eitaa logo
آوان'
129 دنبال‌کننده
95 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
آوان'
خلاصه که پادشاه و حافظ شدن رفیق جینگِ هم .
این [ رفاقتِ پادشاه و حافظ ] افتاد سر زبونا و رسید به گوشِ شاخ نبات‌ .
آوان'
این [ رفاقتِ پادشاه و حافظ ] افتاد سر زبونا و رسید به گوشِ شاخ نبات‌ .
دید پسرِ آس و پاسی که ردش کرده بود الان داره پیش ِپادشاه تو کاخ زندگی میکنه.. پس گفت چیکار کنم چیکار نکنم ؟ رفت کاخ که با حافظ صحبت کنه .
آوان'
دید پسرِ آس و پاسی که ردش کرده بود الان داره پیش ِپادشاه تو کاخ زندگی میکنه.. پس گفت چیکار کنم چیک
ولی خب وقتی به حافظ میگن شاخ‌نبات اومده حافظ برمیگرده تو اتاق و میگه نمیخواد ببینتش‌ ‌. چرا ؟ چون شاخ‌‌نبات‌ میخواست‌ بین خدا و حافظ مانع بشه .
شاخ نبات هم ناراحت میشه و میره پیش پادشاه و براش تعریف میکنه همه‌ چیو . پادشاه هم میبینه که اینبار واقعا تو چشمای شاخ‌‌نبات یه عشقی هست .
پس با حافظ صحبت میکنه و راضیش‌ میکنه که با شاخ‌‌نبات‌ دیدار کنه .
حافظ و شاخ‌نبات با هم میشینن‌ و سنگاشونو‌ وا میکَنَن . و بالاخره بعد از چند روز قبول میکنن که با هم ازدواج کنن توی کاخ یه جشنی‌ میگیرن‌ و شاخ‌‌نبات و آقا‌حافظُ میفرستن‌ سر خونه زندگیشون =))))
ثمره‌یِ ازدواجشون‌ هم میشه اون کوچولو(= عکس هوش‌ مصنوعیه*
اینم‌ بامزه‌ست.
حافظ پسرشو‌ وقتی که با هم رفته بودن هند از دست داد . همسرش رو هم زود از دست داد ولی با این حال که تنها شده بود بعد از شاخ نبات‌ هیچ ازدواج دیگه‌ای نکرد .
این شعر را در سوگِ پسرش سروده =)
این شعر رو هم در سوگِ همسرش =)
داستانِ [شاخ‌نبات‌ و حافظُ] تقدیم میکنم به [شاخه‌ نبات]💚.