eitaa logo
آوان'
130 دنبال‌کننده
99 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
خب دخترای من چطورید؟ خوبید ؟ هستید که بقیه‌ داستان رابعه رو براتون بگم ؟
خب پس بسم‌الله‌ .
آوان'
ولی خب رابعه عاشق شده بود اونم‌ چه عاشقی .
اونجایی بودیم که رابعه‌ دخترِ کعب بعد از مرگِ پدرش تو جشنِ پادشاهیِ برادرش حارث عاشقِ غلامِ برادرش بکتاش شده بود .
رابعه بعد از دیدن ِبکتاش دیگه تا آخر ِ مراسم‌ تمام فکر و ذکرش پیشِ بکتاش بود .
رابعه بعد از جشن‌ شب رو تا صبح نخوابید و حالش خیلی بد بود . چون عاشق شده بود اونم عاشق ِ کسی که نباید .
رابعه میدونست که برادرش بفهمه که رابعه عاشق ِغلام‌ شده ، قطعا واکنش‌ بدی قراره داشته باشه . همینطور اگه کس دیگه‌ای بفهمه‌ دیگه میشه نقلِ مجلس و همه باهاش رفتار بدی میکنن .
رابعه که نه میتونست‌ از درد دلش به کسی بگه و نه‌ میتونست‌ کاری کنه‌ روز به روز حال ِروحی و جسمیش‌ بدتر میشد .
انقدر مریض شده بود که دیگه همه‌ داشتن‌ نگرانش‌ میشدن .
میبینید عشق با آدمیزاد چیکار میکنه؟=)
برادرِ رابعه هم که دید خیلی حالش بده به غلامش‌ یعنی بکتاش دستور داد که کلی طبیب ِکاربلد پیدا کنه‌.
کلی طبیب ِمشهور اومدن ولی هیچکدوم نتونستن‌ بفهمن که رابعه‌ چرا به این حال افتاده .
رابعه یک‌ دایه‌ای‌ داشت که خیلیی مهربون و خوش زبون بود . از اونایی که با زبونشون‌ مارو از لونه میکِشن‌ بیرون.