شعر رابعه انقدر صادقانه و پر از
احساساتِ واقعی و عمیق
بود که تو قلبِ بکتاش نفوذ کرد و
بکتاش علاقهمند شد به رابعه.
دایه این وسط شده بود مثل کفترای نامه
رسون .
هی نامهیِ رابعه رو میبرد میداد به بکتاش
بعدم جواب نامه رو میگرفت میاورد
برای رابعه
یه مدتی همینطوری با نامهبازی گذشت.
توی این مدت رابعه و بکتاش اصلا همدیگهرو ندیده بودن .
تا اینکه یه روزی از روزا بکتاش میره
توی کوچهبازار دور بزنه که یکهو یه دختری
رو میبینه .
خب انگار دیگه نیستید پس تا همینجا
برای امشب بسه .
ماچ به پیشونیتون خانومیا .
شبتونم بخیر باشه 💚.
https://eitaa.com/Avanstart/2382 یاد امشب شب مهتابه حبیبم رو میخوام حبیبم اگه خوابه طبیبم رو میخوام افتادم
_
https://eitaa.com/Avanstart/2413 چرا هستم
_
ماچ پرتابی بهتون
آوان'
خب انگار دیگه نیستید پس تا همینجا برای امشب بسه . ماچ به پیشونیتون خانومیا . شبتونم بخیر باشه 💚.
عین سریالا جای حساس تموم میکنی تا قسمت بعد خب ادم جون به لب میشه😭