eitaa logo
آوان'
129 دنبال‌کننده
100 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
بکتاش برمیگرده به رابعه میگه که‌ چرا پنهانی‌ و در خفا برام نامه‌هایِ عاشقانه میفرستی ولی الان که روبه روی همدیگه‌ایم‌ انقدر داری باهام بدرفتاری میکنی و منو‌ از خودت میرونی؟
رابعه هم میگه‌ که یه چیزایی هست که ازشون خبر نداری . نمیدونی که چقدر عشقِ به تو برام عزیز بود و هست .
عشقِ من به تو از پاک ترین‌ِ حس‌هاست‌ و هوس‌هایِ بی‌شرمانه تو اون جایی نداره .
من با جسمم‌ عاشقِ تو نشدم بلکه با روحُ روانم دل به تو بستم و عاشقت‌ شدم.
همین که تو بهانه‌ای‌ باشی برایِ این عشقِ واقعیِ من و من تو رو محرمِ اَسرارم‌ بدونم کافیه .
و بهش گفت که ازش‌ فاصله بگیره . که اگه یکبار دیگه این کارو تکرار کنه و بخواد نزدیک. ِرابعه بشه ، دامنش‌‌رو بگیره یا هر چیزی دیگه اونو یه فردِ غریبه میدونه و باهاش مثل‌ِ غریبه‌ها رفتار میکنه .
و بعد هم رفت . بکتاش که باید از رفتارِ رابعه ناراحت میشد و ازش دل می‌کند .. برعکس.. عشقِ به رابعه تو وجودش بیشتر جوونه زد .
یه روی که رابعه دلتنگِ بکتاش بود میره توی باغی جایی قدم بزنه .
موقع قدم زدن یه شعری رو هم زیر لب زمزمه‌ میکرد ‌.
یهو‌ رابعه متوجه میشه که برادرش هم توی همون‌ باغ داره قدم میزنه و احتمالا یواشکی‌ داره شعرهایِ رابعه رو هم گوش میکنه .