eitaa logo
آوان'
129 دنبال‌کننده
100 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
حارث هم یه نیرویِ تازه نفس و قدرتمند آماده کرد و فرستاد تا در مقابل دشمن‌ ایستادگی کنن‌ .
حارث هم که قدرتمند و شجاع بود خودش هم همراه ِنظامیا‌ به جنگ رفت و با قدرتِ تمام‌ وسطِ میدون جنگیدن .
حدس بزنید کی مثل همیشه کنار ِحارث‌ بود ؟ آفرین بکتاش‌ِ بخت برگشته‌ .
بکتاش هم مثلِ حارث شجاع و قوی بود . به حدی که با دوتا شمشیر داشت می‌جنگید .
دشمن‌ وقتی دید که بکتاش داره نیروهاشونو یکی یکی‌ در راه ِرسیدن به خدا یاری میکنه ؛ تصمیم‌ گرفت که چند نفر بفرسته‌که دوره‌ش کنن.
و همینطور هم شد و چند نفر با هم به سمتِ بکتاش حمله‌ ور شدن . یکی از اونا یه ضربه با شمشیر به سرِ بکتاش زد .
در این بین اجازه بدید بگم که ما اینجا یه رقیه سادات داریم . رقیه‌ جان جیبتو‌ آماده کن ما همه عیدی میخوایم .
خب داشتم میگفتم
بکتاش که به سرش ضربه خودش از حال رفت و همونجا افتاد .
نیرو‌های دشمن‌ داشتن نزدیک‌ میشدن که بتونن‌ سرش رو از تنش جدا کنن .
تا اینکه میبینن‌ یکی که صورتشو پوشونده و سوارِ اسبِ با بلند ترین صدایِ ممکن‌ نعره میکشه و با آخرین سرعت داره نزدیک میشه. این باعثِ ترس ِنیروی دشمن‌ میشه .
اسب سوار شمشیر کشید و دستِ تمام کسایی که[ دور بکتاش بودن و قصدِ جونشو‌ داشتن ] گذاشت‌ تو دستِ خدا .