داستانِ [ خسرو و شیرین ]
*از کتابِ خسرو و شیرین اثر ِنظامی گنجوی
*شخصیت هایِ اصلی داستان :
-شیرین
-خسرو
-فرهاد
چرا ؟ چون اگه بچهش پسر بود بالاخره
قرار بود یه روزی به جایِ پدرش پادشاهِ
این کشور بشه .
اما هرمز بچهدار نمیشد .
هر چی سنش میرفت بالا بیشتر از این
قضیه میترسید که پسردار نشه و فرد
دیگهای حکومت رو بگیره دستش .
بعد از کلی دعا و نذر و نیاز بالاخرهههه
خدا یه پسر بهش داد .
که باعث شد هرمز خیلی شاد بشه .
هرمز اسم پسرش رو گذاشت [خسرو
پرویز].