eitaa logo
آوان'
138 دنبال‌کننده
195 عکس
23 ویدیو
4 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
اینا‌ تقریبا یه روز تو دشت میزنن و میرقصن‌ و خوش میگذرونن بعد راه میوفتن و میرن به باغی که اون نزدیکی‌‌ها بوده‌ .
بدونِ اجازه صاحبِ باغ انگور و میوه‌هایِ باغ‌ رو میچینن . بعد هم میرن تو کلبه‌ای و بدونِ اینکه از صاحبِ کلبه اجازه بگیرن‌ شب رو اونجا میمونن‌ و از خودشون یه پذیراییِ حسابی میکنن.
ینی هر روزز یکی میومد و از خرابکاری‌هایِ خسرو به پدرش شکایت میکرد . اینبار هم خبر به گوشِ هرمز رسید .
هرمز‌ که دیگه خسته شده بود با خودش گفت ای کاش این پسر اصلا پسرِ من نبود یه غریبه‌ بود . اونموقع‌ میدونستم چطور باید مجازاتش‌ کنم .
ولی چه میشه کرد که خسرو از پوست‌ و گوشتِ هرمز بود و دلش نمیومد بلایی‌ سرش بیاره .
آوان'
بیت‌ اول رو واقعا دوست‌ دارم . فَصاد در زمان قدیم به کسی میگفتن که برایِ درمانِ بعضی بیماری ها یه رگی‌ در بدن را میبُرید بعد هم می‌بست .
منظورش‌ اینه که همونطور که فصاد که رگِ همه رو میتونه بزنه ولی دلش نمیاد رگِ خودش رو بزنه‌ من هم نمیتونم پسرم‌رو که از پوست‌ و گوشت و استخونِ خودمِ مجازات کنم .
میگه چیکار کنم چیکار نکنم میاد با خودش میگه بقیه رو مجازات میکنم تا خسرو دست و پاشو جمع کنه .
چیکار میکنه؟ اول از همه میگه اون اسب‌هایی که خسرو و همراهانش‌ باهاش رفتن به دشت و اونجارو خراب کردن بُکُشن =)))
د آخه نامرد .
بعد هم دستور میده که نوچه‌هایی که رفتن و از اون باغ بدون اجازه میوه چیدن‌ رو کادو پیچ کنن و بِدَن‌ به صاحب باغ .