eitaa logo
آوان'
138 دنبال‌کننده
189 عکس
23 ویدیو
4 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
خسرو هم که میترسه‌ که نفر بعدی که پدرش تنبیه میکنه ، اون باشه دست ِ پیشو‌ میگیره که پس نیوفته .
میره سریع کفن تنش میکنه و به کسایی که هرمز ازشون حرف شنوی‌ داشته میگه بیاید بریم میخوام از پدرم‌ عذر خواهی کنم و شما باید پا درمیونی کنید .
خسرو کفن پوشیده میره سمت پدرش و میگه که آره من فهمیدم کارم اشتباه بود و الان خیلی پشیمونم‌ یا من‌رو ببخش یا همینجا خنجر میزنم به قلبم و خودم‌رو میکُشم‌.
هرمز هم که حس میکنه خسرو فهمیده‌ کارش اشتباه بوده،میبخشتش‌ .
خسرو برای اینکه نظر پدرش‌ رو بیشتر جلب کنه میره به معبد و شروع میکنه به دعا و استغفار‌ . انقدر اونجا با خدا حرف میزنه خسته میشه و خوابش میبره .
پدر بزرگِ خسرو یعنی [انوشیروان] میاد به خوابش و میگه پسرم حالا که تو دیگه توبه کردی منم ۴ تا خبر خوش بهت میدم .
یک _ قراره با یه دخترِ خوشگل‌ و خوش زبون آشنا بشی که این در آینده مونس و همدت می‌شه.. از همه‌یِ دخترا‌ هم سَر تره ‌.
دوم _ قراره یه اسبی‌ بهت برسه که سیاه‌ رنگ ِو هیچ اسبی‌ به گردِ پاشم نمیرسه ‌.
سوم _ قراره به همین زودی‌ به جایِ پدرت ، به تختِ پادشاهی بشینی.
چهارم _ یه نوازنده‌ پیدا میکنی که به شدت تو کارش‌ وارد و هنرمند‌ تشریف داره. این نوازنده‌ اسمش [باربَد]ِ و خلاصه که آره .
ما شانس نداریم مُرده بیاد تو خوابمون نه تنها چیزی بهمون نمیده دستمونو‌ میگیره با خودش میبره.
خسرو که از خواب بیدار میشه با حالِ خوشِ تمام از معبد میره بیرون .