eitaa logo
آوان'
137 دنبال‌کننده
198 عکس
23 ویدیو
4 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
هرمز هم که حس میکنه خسرو فهمیده‌ کارش اشتباه بوده،میبخشتش‌ .
خسرو برای اینکه نظر پدرش‌ رو بیشتر جلب کنه میره به معبد و شروع میکنه به دعا و استغفار‌ . انقدر اونجا با خدا حرف میزنه خسته میشه و خوابش میبره .
پدر بزرگِ خسرو یعنی [انوشیروان] میاد به خوابش و میگه پسرم حالا که تو دیگه توبه کردی منم ۴ تا خبر خوش بهت میدم .
یک _ قراره با یه دخترِ خوشگل‌ و خوش زبون آشنا بشی که این در آینده مونس و همدت می‌شه.. از همه‌یِ دخترا‌ هم سَر تره ‌.
دوم _ قراره یه اسبی‌ بهت برسه که سیاه‌ رنگ ِو هیچ اسبی‌ به گردِ پاشم نمیرسه ‌.
سوم _ قراره به همین زودی‌ به جایِ پدرت ، به تختِ پادشاهی بشینی.
چهارم _ یه نوازنده‌ پیدا میکنی که به شدت تو کارش‌ وارد و هنرمند‌ تشریف داره. این نوازنده‌ اسمش [باربَد]ِ و خلاصه که آره .
ما شانس نداریم مُرده بیاد تو خوابمون نه تنها چیزی بهمون نمیده دستمونو‌ میگیره با خودش میبره.
خسرو که از خواب بیدار میشه با حالِ خوشِ تمام از معبد میره بیرون .
میگذره و میگذره .. خسرو با یه فردی آشنا میشه به اسمِ [شاپور ] که هنرمند‌ِ خوبی بوده.. خسرو از شاپور خوشش‌ میاد و کم کم شاپور میشه رفیق‌ جینگش‌ .
یه روز که شاپور‌ با خسرو نشسته بودن و با هم صحبت میکردن .. شاپور یه حرفی میزنه ...
تا همینجا بمونه . بقیه‌ش واسه بعد . چشم‌هام‌ واقعا یاری نمیکنن. شبتون‌ خیلی بخیر باشه 💚.