eitaa logo
آوان'
138 دنبال‌کننده
185 عکس
22 ویدیو
4 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
انقدر جذب نقاشی شده بود که دلش میخواست نقاشی رو بغل کنه .
بقیه دخترا که دیدن دیگه داره هوش از سر شیرین میپره و از بی‌خود شده ترسیدن و سریع نقاشی رو از دست شیرین گرفتن و پاره کردن .
بعدم بهش گفتن که اینو دیو‌ها کشیدن و ولش کن بهش فکر نکن .
شاپور‌ هم داشته از لابه‌لایِ درخت‌ها نگاشون میکرده . این دخترا راه میوفتن و میرن به دشت دیگه‌ای . شاپور هم پست سرشون میره.
کاش من هم‌ یک رفیقی مثل شاپور داشتم .
اینا میرن توی دشت دیگه‌ای دوباره چادر میزنن و شب رو میخوابن . صبح قبل از اینکه بیدار بشن این شاپورِ وزه دوباره نقاشی خسرو رو میکشه و میچسبونه به یکی از درختا .
شیرین فردای اون روز دوباره چشمش به نقاشیِ خسرو میوفته و باز هم از خود بی‌خود میشه همراهانش‌ که میترسن‌ شیرین حالش بد شه سریع نقاشی رو پاره میکنن آتیش میزنن .
از این دشت هم میرن به دشت دیگه‌ای به اسم [دشت اَنجِرک]. شاپور‌ باز هم از رو نِمیره و اینارو دنبال میکنه و باز هممم نقاشی خسرو رو میچسبونه به درخت ‌.
شیرین باز هم چشمش‌ خورد به این نقاشی اینبار سریع بلند شد خودش رفت نقاشی رو از درخت کَند . و باز هم غرق ِنقاشیِ خسرو شد .
اینجا نظامی میگه شیرین انقدر عاشق خسرو میشه که توی اون نقاشی خودش رو میبینه .
نمیدونم چطور توضیح بدم اینجارو گیر کردم صبر کنید 😭🤣
ببینین‌ آدم وقتی عاشق میشه انگار با معشوقش یکی میشه . معشوق رو جزئی که نه ، کلِ خودش میبینه .