eitaa logo
آوان'
139 دنبال‌کننده
185 عکس
22 ویدیو
4 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
از این دشت هم میرن به دشت دیگه‌ای به اسم [دشت اَنجِرک]. شاپور‌ باز هم از رو نِمیره و اینارو دنبال میکنه و باز هممم نقاشی خسرو رو میچسبونه به درخت ‌.
شیرین باز هم چشمش‌ خورد به این نقاشی اینبار سریع بلند شد خودش رفت نقاشی رو از درخت کَند . و باز هم غرق ِنقاشیِ خسرو شد .
اینجا نظامی میگه شیرین انقدر عاشق خسرو میشه که توی اون نقاشی خودش رو میبینه .
نمیدونم چطور توضیح بدم اینجارو گیر کردم صبر کنید 😭🤣
ببینین‌ آدم وقتی عاشق میشه انگار با معشوقش یکی میشه . معشوق رو جزئی که نه ، کلِ خودش میبینه .
مثلا مولانا میگه که [من تو شدم تو من شدی، من تن شدم تو جان شدی تا پس از این که را گوید که من دگرم تو دیگری]
کلا (عشق ) از کلمه‌یِ (عشقه‌) گرفته شده . عشقه یه گیاه ِبی ریشه‌ایه که دور ِ گیاه دیگه‌ای میپیچه و شکل ِاون گیاه رو به خودش میگیره ‌.
آدمیزاد هم عاشق که بشه دیگه خودش رو از معشوق جدا نمی‌دونه‌ و میشه شکلِ معشوقش ‌.
خلاصه که شیرین عاشقِ خسرو میشه . نقاشی رو میگیره دستش و میره توی دشت قدم بزنه ؛
که میبینه یه مردی که لباسِ مُغان پوشیده داره توی دشت قدم میزنه . حالا این مرد کی بوده ؟ آفرین شاپور .
شیرین به محض دیدن شاپور به سمتش میره و نقاشی رو بهش نشون میده و میگه که تو میشناسی این‌رو ؟
من از وقتی که این‌رو دیدم هوش از سرم پریده و عاشق شدم اگه میشناسی لطفا بهم بگو .