بچهها نمیدونم چطور داستان رو بگم
که در ِاینجارو تخته نکنن.
باید فکر کنم چطوری سانسور کنم
بعضی جاهارو😀.
آوان'
هم یاور ِقصابی هم حامیِ میش گاهی به عقب میدوی و گاه به پیش
ای آنکه تو را سود رسد از دو طرف
کی خسته شوی از دورو بودنِ خویش؟
اینکه خونمون نزدیک فرودگاست خیلی بده
همش باید از خودمون بپرسیم صدای
هواپیما بود یا توافق؟
هدایت شده از بین خطوط (:
و اگر چشم تو برگشت زمن،
وقت پایان حیات است حسین
و اگر آمد به لبت خنده ز من،
موعد فتح بهشت است حسین(:
_فراری_